گنجور

 
اقبال لاهوری
 

عقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بیباکش

از عشق بیاموزد آئین جهانتابی

عشق است که در جانت هر کیفیت انگیزد

از تاب و تب رومی تا حیرت فارابی

این حرف نشاط آور می گویم و میرقصم

از عشق دل آساید با اینهمه بیتابی

هر معنی پیچیده در حرف نمی گنجد

یک لحظه بدل در شو شاید که تو دریابی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.