گنجور

غزل شمارهٔ ۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم ترا؟

گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم ترا

افتاده بر خاک درت، خوش آنکه آیی بر سرم

تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم ترا

یک بار بینم روی تو دل را چه سان تسکین دهم؟

تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم ترا

از دیدنت بیخود شدم، بنشین ببالینم دمی

تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم ترا

گفتی که: هر کس یک نظر بیند مرا جان میدهد

من هم بجان در خدمتم، گر یک نظر بینم ترا

صد بار آیم سوی تو، تا آشنا گردی بمن

هر بار از بار دگر بیگانه تر بینم ترا

تا کی هلالی را چنین زین ماه میداری جدا؟

یارب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم ترا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سیامک شجریان » طبیب دل » تصنیف آشنای نظر

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد حسین رشیدی نوشته:

به نظرم درستش این باشه:
افتاده بر خاک درم خوش آنکه آیی بر سرم

کانال رسمی گنجور در تلگرام