گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۶۰

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!

عشق خود عشق نبودست، بلایی بودست

کاش بینند بی خبران حسن ترا

تا بدانند که ما را چه خدایی بودست

در دیاری که گل روی ترا پروردند

خوش بهاری و فرح بخش هوایی بودست!

عهد کردی که وفا پیشه کنی، جهد بکن

تا بدانم که درین عهد وفایی بودست

باغ فردوس زمینست که آنجا روزی

سرو گل پیرهنی، تنگ قبایی بودست

بعد مردن بسر تربت من بنویسید

کین عجب سوخته بی سرو پایی بودست!

چاره درد هلالیست بلای غم عشق

عشق را درد مگویی، که بلایی بودست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

منصور نوشته:

در بیت دوم قبل از بی‌خبران به نظر میاد یک کلمه جا افتاده
خدا بی‌خبران یا بسی بی‌خبران میتونه صحیح باشه
در مصرع آخر به نظرم عشق را درد مگویید، بلایی بوده‌ست میتونه بهتر باشه

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.