گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست

از آتش دل و جگر چاک چاک ماست

دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ای

گردی، که دامن تو گرفتست، خاک ماست

ساقی، برو، که باده گل رنگ بی لبش

گر آب زندگیست که زهر هلاک ماست

پاکست همچو دامن گل چشم ما ولی

دامان یار پاک تر از چشم پاک ماست

دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:

آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست

درمان دل مجوی، هلالی، که درد عشق

خاص از برای جان و دل دردناک ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام