گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست

بگو که: در همه عالم قیامتی برخاست

سمند عشق بهر منزلی، که جولان کرد

غبار فتنه ز گرد ملامتی برخاست

مقیم کوی تو چون در حریم کعبه نشست

بآه حسرت و اشک ندامتی برخاست

دلم براه ملامت فتاد و این عجبست

عجب تر آن که: ز کوی سلامتی برخاست

براه عشق هلالی فتاده بود ز پا

سمند مقدم صاحب کرامتی برخاست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.