گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟

هزار بار برای تو می توان مردن

بروز وصل تو دانی که چیست حالت ما؟

نفس نفس بتودیدن، زمان زمان مردن

زمان عشق و جوانیست مرگ من مطلب

که مشکلست بصد آرزو جوان مردن

بر آستان تو جان می دهم، چه بهتر ازین؟

سعادتست بر آن خاک آستان مردن

خدای را، که دگر ناگهان برون مخرام

وگرنه پیش تو خواهیم ناگهان مردن

تو و گرفتن تیر و کمان بقصد شکار

من و ز دیدن آن تیر و آن کمان مردن

بخاک پای تو مردن حیات اهل دلست

هزار جان هلالی فدای آن مردن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام