گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

جان من، جان و دل خویش نثار تو کنم

بود و نابود همه در سر کار تو کنم

تا دگر دور نیفتد ز رخت مردم چشم

خواهمش بر کنم و خال عذار تو کنم

همچو سگ با تو سراسیمه ام، ای طرفه غزال

می روم در هوس آنکه: شکار تو کنم

ای گل تازه، که دیر آمده ای پیش نظر،

زود مگذر، که تماشای بهار تو کنم

ماه من، سوی هلالی بگذر از سر مهر

سرمه دیده گریان ز غبار تو کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام