گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

بیار بی وفا عمری وفا کردم ندانستم

بامید وفا بر خود جفا کردم ندانستم

دل آزاری، که هرگز دیده بر مردم نیندازد

بسان مردمش در دیده جا کردم ندانستم

اگر گفتم که: دارد یار من آیین دلجویی

معاذالله! غلط کردم، خطا کردم، ندانستم

بلای جان من آن شوخ و من افتاده در کویش

دریغا! خانه در کوی بلا کردم ندانستم

بهر بیگانه باشد خوی او از آشنا بهتر

بآن بیگانه خود را آشنا کردم ندانستم

گرفتم آن سر زلف و کشیدم صد گرفتاری

بدست خویش خود را مبتلا کردم ندانستم

هلالی، پیش آن مه شرمسارم زین شکایتها

درین معنی بغایت ماجرا کردم ندانستم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یک شاخه گل » شمارهٔ ۳۷۴ » (همایون) (۱۱:۲۷ - ۱۲:۳۰) نوازندگان: همایون خرم (‎ویولن) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اکبر سراینده شعر آواز: هلالی جغتایی (غزل) مطلع شعر آواز: به یار بیوفای خود وفا کردم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام