گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز

بگذار مرا، کز غم او مرده ام امروز

چون برگ خزان چهره من زرد شد از غم

کو آن گل سیراب؟ که پژمرده ام امروز

چون گوشه دامان من از خون شده رنگین

هر گوشه که دامان خود افشرده ام امروز

امروز مرا چون فلک آورد بافغان

من نیز فغان را بفلک برده ام امروز

ای قبله مقصود، ز من روی مگردان

کز هر دو جهان رو بتو آورده ام امروز

بگذار، هلالی، که بصد درد بنالم

کز جور فلک تیر جفا خورده ام امروز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام