گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟

چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند

هر که خواهد که دمی جام کشد، همچو حباب

خیمه عشق چرا بر سر آبی نزند؟

شهر ویران کنم از اشک خود، ای گنج مراد

تا دم از عشق تو هر خانه خرابی نزند

با همه مشک فشانی نتواند سنبل

که خم زلف ترا بیند و تابی نزند

یار بد خوست، هلالی، طمع خام مکن

با حذر باش، که شمشیر عتابی نزند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام