گنجور

بخش ۲۹ - حکایت

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » صفیر دل
 

یکی طعن و تشنیع می زد بسی

به آزاد مرد حقیقت رسی

سخن چین، سخن ها به او باز گفت

از آن ژاژخایی چوگل برشکفت

به شکرانه رخسار بر خاک سود

به یزدان سپاس فراوان نمود

پس آنگه چنین گفت آزاد مرد

که می بایدم در جهان فخر کرد

که یاد چو من ناسزا بنده ای

نموده ست سالار فرخنده ای

به احسان او دل رهین مانده است

که نام مرا بر زبان رانده است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور