گنجور

بخش ۲۸ - حکایت

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » صفیر دل
 

شنیدم که سگ سیرتی از گزند

خیو بر رخ حق پرستی فکند

چوگل برشکفت و غنیمت شناخت

مگر شبنمی زیب گلبرگ ساخت

کف دست بر روی زیبا رساند

خیو را بر اطراف سیما رساند

پس آنگه، جبین بر زمین سود، مرد

به شکرانهٔ مرحمت سجده کرد

بگفتا کزین مؤمن آب دهن

بود غازهٔ روی ایمان من

امید من این است روزشمار

کزین، آبرو بخشدم کردگار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی