گنجور

بخش ۱۰ - حکایت درآیین فتوّت و شیوهٔ مروّت

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » خرابات
 

شنیدم که عیسی علیه السلام

خری داشتی کاهل و سست گام

به روزی نکردی دو فرسنگ طی

خر از مردمی کی شود تند پی؟

قضا را نبودش شبی میل آب

دل عیسوی از غم وی به تاب

ابا شغل طاعات و طول نماز

دوام نیاز و مناجات و راز

در آن شب نیارست آسوده بود

شنیدم دوصد نوبت آبش نمود

حواری تعجّب کنان از شگفت

فضولانه پرسید و پاسخ گرفت

که گر تشنه باشد خر بی زبان

چه سازد؟ که را آورد ترجمان؟

مروّت نباشد که روز دراز

کشد بار و ماند به شب تشنه باز

شود آتش جوری انگیخته

به خاک، آبرو گرددم ریخته

نباید شدن غافل از کار او

حوالت به ما رفته، تیمار او

حزین، از روش های نیک اختران

جوانمردی آموز و دل نِه بر آن

ز جام مروّت، شرابی بزن

دل خفته را مشت آبی بزن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.