گنجور

 
حزین لاهیجی
 

ای چرخ، باید از تو در تن عرصه کم زدن

من اسب طرح دادم، این فیل مات چیست؟

کج بازی تو را سببی نیست در میان

نیرنگ مهر و کین تو با کاینات چیست؟

تا کی ز جوی دیده، کنی تر، لب مرا

تا آب تیغ هست، مسیر فرات چیست؟

هرگز نداشتیم به تلخابهٔ تو چشم

این دیده را به خون دل ما برات چیست؟

پنجاه سال شد که شب و روز می چشم

در جام عمر، جز می تلخ ممات چیست؟

فردا که خط کشم ورق هست و بود را

آگه شوم که معنی لفظ حیات چیست