گنجور

شمارهٔ ۱۳ - قطعه در شکایت بعضی از مردم زمان خود

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » قطعات
 

قدر هر سفله، از تو گشت علم

ای سپهر خَم، این چه انصاف است

از تو، امروز کافی الملکیست

هرکه تمغای کون اوقاف است

تا که سگ یافت می شود، ندهی

به هما استخوان، که اسراف است

پرنیان باف، تخته کرده دکان

روز بازار بوریاباف است

لب معنی، به مهر خاموشیست

سر و سرمایه در جهان لاف است

سفله پس کیست در زمانه؟ بگو

ارذل النّفس اگر ز اشراف است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان