گنجور

 
حزین لاهیجی
 

ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی

خضر رَهِ سرچشمه ی حیوان شده باشی

پر می زند از شوق، تذرو مژه ی او

در دیده ی هرکس که خرامان شده باشی

تنها، نه همین آینه حیران تو  باشد

دانم که تو هم زآینه حیران شده باشی