گنجور

 
حزین لاهیجی
 

می لعلی ز ساغر می کشم، تبخاله لب را

لب مخمور من نوشید این جام لبالب را

بهشت جاودانی، دستگاه بوسه اش دارد

دهان تنگ او داده ست وسعت، حسن مشرب را