گنجور

شمارهٔ ۸۳۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی

پری به شیشهٔ دل دارم از خیال کسی

درین چمن به گل و لاله نازها دارم

که خون من چو حنا، گشته پایمال کسی

نمی شود نکند جلوه، حسن بی پروا

چه شد که آینه آب است از انفعال کسی

جهانیان پی رسوایی همند تمام

خدا کند که نپرسد کسی ز حال کسی

به ساغر دل آتش مزاج می ریزد

شراب شعلهٔ حل کرده، رنگ آل کسی

فلک ز حلقه به گوشان امر ما گردد

به یک کرشمهٔ ابروی چون هلال کسی

چه جلوه است که چون سایه کاینات حزین

فتاده در قدم نازنین نهال کسی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور