گنجور

شمارهٔ ۷۴۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین

بکش بر چشم خواب آلود دست، آن چشم شهلا بین

نمی سوزد دلم بر حال دل، مستی تماشا کن

نمی سازد سرم با شور سودا، شور سودا بین

ز بیدادش نکردم شیوه ای، سیر تحمّل کن

ز هجرانش ندارم شکوه ای جان شکیبا بین

برآ یکشب ز منزل ماه مشتاقان تماشا کن

پریشان یک جهان شوریده و یک شهر شیدا بین

به دشت سینه ام گشتی بزن، دیر مغان بنگر

به فریاد دلم گوشی بکن، ناقوس ترسا بین

گذر بر سینه چاکم فکن گلگشت صحرا کن

قدم بگذار بر چشم ترم، آشوب دریا بین

به رنگین جلوه نازی طلسم هستیم بشکن

درین یک مشت گل چندین هزار آشوب و غوغا بین

نظر بر کشتگانش نیست چشم مست را بنگر

خبر از خستگانش نیست حسن بی محابا بین

غمش در هر سر کویی به خون غلتیده ای دارد

خبر از حسن بی پروا ندارد یار، پروا بین

اگر خواهی بدانی قدر کوی نیکنامی را

حزین را در خرابات محبت مست و رسوا بین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.