گنجور

 
حزین لاهیجی
 

به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم

چو بوی گل همه جا همره صبا رفتم

میانهٔ من و آن تیر غمزه عهدی بود

به این نشانه که از خاطر وفا رفتم

گدا سرشت وصالم، گرسنه چشم نگاه

ز کوی او همه جا، روی در قفا رفتم

ز محفل سر زلفش خبر نبود مرا

به رهنمونی دلهای مبتلا رفتم

روا مدار که بیگانگی به پیش آید

که من ز ره به نگه های آشنا رفتم

سر ارادت همّت به پای تسلیم است

ز دیر و صومعه بی عرض مدّعا رفتم

ز دیر چشم دلم فیض کعبه یافت حزین

که آمدم هوس آلود و پارسا رفتم