گنجور

شمارهٔ ۵۸۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش

صد رنگ گل برآرد، اشک از کنار درویش

گر سیل فتنه گیرد، روی زمین سراسر

از جای خود نجنبد، کوه وقار درویش

مهر، آیت جمالش، کین جلوه جلالش

هستند چرخ و انجم در اختیار درویش

ای منکر طریقت، بر جان خود ببخشای

تیغ برهنه باشد، جسم فگار درویش

گر باد فتنه عالم، بر یکدگر برآرد

حاشا شود پریشان، مشت غبار درویش

هم عاشق است و معشوق،هم شاهد است و مشهود

عقل آگهی ندارد، ازکار و بار درویش

جان حزین مسکین، از فقر زندگی یافت

آب حیات باشد، در جویبار درویش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی