گنجور

شمارهٔ ۵۲۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

از یاد شکّر خنده اش، تلخی هجران شد لذیذ

زان لب به کام زخم ما، شور نمکدان شد لذیذ

شد خوشگوار از جلوه اش نقد دل و جان باختن

با ترک تاز غمزه اش، تاراج ایمان شد لذیذ

آن لعل عیسی دم مرا تا چاره جویی می کند

از دردمندی بیشتر، در عشق درمان شد لذیذ

خونم بحل کز دوریت این تشنهٔ دیدار را

آب دم شمشیر تو چون شیره جان شد لذیذ

بر سفرهٔ دهر دنی کز شکّرش زهر است به

خون دل و لخت جگر در کام مهمان شد لذیذ

با جشم مخمور تو شد، خون جگر خوردن حلال

از ناوک مژگان تو در سینه پیکان شد لذیذ

در کام من شهد سخن شیرین تر از جان شد حزین

طوطی طبعم را دهن زین شکّرستان شد لذیذ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور