حاشا که دلم کم تو گیرد هرگز
یا بر دگری مهر پذیرد هرگز
تا ظن نبری ای به دو لب آب حیات
کین آتش عشق تو بمیرد هرگز
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
حاشا که دلم کم تو گیرد هرگز
یا بر دگری مهر پذیرد هرگز
تا ظن نبری ای به دو لب آب حیات
کین آتش عشق تو بمیرد هرگز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق عمیق و پایدار خود به معشوق سخن میگوید و به هیچ وجه نمیتواند به کسی جز او عشق ورزد. او تأکید میکند که دلش هرگز نمیتواند به کسی دیگر وابسته شود و عشق او مانند آتش همیشگی و زنده است. شاعر با بیانی قاطع میگوید که عشقش هرگز نمیمیرد و هیچ شکی در این محبت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هرگز نمیشود که قلبم کم از تو محبت داشته باشد یا اینکه عاشق کسی غیر از تو شود.
هوش مصنوعی: هرگز گمان نکن که با چشیدن آب حیات و نوشیدن آن، آتش عشق تو خاموش خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق آفت نقصان نپذیرد هرگز
وین آینه زنگار نگیرد هرگز
هرگه که دل از دوست جفایی بیند
بیمار شود ولی نمیرد هرگز
درد تو علاج کس پذیرد هرگز
یا از تو مراد می گزیرد هرگز
گفتی که نهال صبر در دل کشتی
گیرم که بکاشتم بگیرد هرگز؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.