گنجور

شمارهٔ ۲۱ - تعریف چشمه ورناک

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » مثنوی‌ها
 

خَضِر سرچشمه ورناک جوید

که دست از چشمه حیوان بشوید

محیط از شرم ریگ آب ورناک

عرق از جبهه گوهر کند پاک

فرات از رشک نهرش کربلا شد

ز غیرت دجله را، نم توتیا شد

چه شد گر خضر را هم جرعه‌ای داد

رسد این چشمه دریا را به فریاد

ز فیضش ملک کشمیرست معمور

ازین سرچشمه بادا چشم بد دور

اگر ذوق بهار و سبزه داری

به جز کشمیر در خاطر نیاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام