گنجور

شمارهٔ ۴۷

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا

سرشته‌اند به آب حیات، خاک مرا

مرا ز عشق غرض آه دردآلودست

مباش گو اثری آه دردناک مرا

جواب دعوی دشمن بس این که دامن دوست

گواه پاکی خود کرد عشق پاک مرا

زیادکردن تبر تو می‌سپارم جان

چه جای زحمت پیکان بود هلاک مرا؟

منم به بزم سخن آن شراب روحانی

که خضر آب بقا داده است تاک مرا

چو لاله پیرهنم بخیه برنمی‌دارد

رفوپذیر مدانید جیب چاک مرا

نگویم این که مرا برنیاورند افلاک

برآورند، ولی بعد مرگ، خاک مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام