گنجور

شمارهٔ ۴۲

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

مردم من و محبّت تو در دلم هنوز

تن خاک گشت و بوی وفا در گلم هنوز

طوفان گریه خانۀ عمرم خراب کرد

همسایه در شکنجه دود دلم هنوز

غرق محیط اشکم و از شوق وصل یار

فارغ چنان نشسته که در ساحلم هنوز

خوش رفته کاروان و به منزل فکنده رخت

چشم امید در پی این مَحملم هنوز

در سینه صد جراحت و در دل هزار چاک

بیچاره از هلاکت خود غافلم هنوز

آهم شرر به خرمن پروین و مَه فکند

آگاه نیست یار ز سوز دلم هنوز

ملک وجود جمله به یغمای عشق رفت

مردم گمان کنند که من عاقلم هنوز

بر پای مرغ روح به صد حیله رشته ای

از عمر بسته منتظر قاتلم هنوز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify