بدان که عبادت خدای تعالی بر امید کرم و فضل نیکوتر از عبادت بر هراس از عقوبت که از امید محبت خیزد و هیچ مقام از مقام محبت فراتر نیست و از خوف بیم و نفرت بود. و برای این گفت رسول (ص)، «لا تموتن احدکم الا و هو حسن الظن بربه. هیچ کس مباد که بمیرد و به خدای تعالی نیکو گمان نبرد». و گفت، «خدای تعالی می گوید: من آنجایم که بنده ام گمان برد. هر گمان که خواهی به من می بر». و رسول (ص) یکی را گفت در وقت جان کندن که خویشتن را چگونه می یابی؟ گفت، «چنان که از گناهان خویش می ترسم و به رحمت وی امید می دارم». گفت، «در دل هیچ کس این جمع نشود که نه حق تعالی وی را ایمن کند از آنچه می ترسد و بدهد آنچه بخواهد».
و حق تعالی وی را فرستاد به یعقوب (ع) که دانی که یوسف را ازتو چرا جدا کردم؟ از آن که گفتی، «اخاف یاکله الذئب و انتم غافلون» گفتی، «ترسم که گرگ وی را بخورد». از گرگ ترسیدی و به من امید نداشتی و از غفلت برادران وی اندیشیدی و از حفظ من یاد نکردی.
علی (ع) یکی را دید نومید از بسیاری گناه خویش. گفت نومید مشو که رحمت وی از گناه تو عظیمتر است. و رسول (ص) گفت که خدای تعالی روز قیامت بنده را گوید چرا منکر دیدی حسبت نکردی؟ اگر خدای تعالی حجت به زبان وی دهد و گوید از خلق ترسیدم و به تو امید رحمت می داشتم بر وی رحمت کند».
و رسول (ص) یک روز گفت، «اگر آنچه من دانم شما بدانید اندک خندید و بسیار گریید و به صحرا شوید و دست بر سینه می زنید و زاری می کنید». پس جبرئیل (ع) بیامد و گفت، «خدای تعالی می گوید چرا بندگان مرا نومید می کنی از رحمت من؟» پس بیرون آمد و امیدهای نیکو داد از فضل خدای تعالی.
و خدای تعالی وحی فرستاد به داوود (ع) که مرا دوست دار و مرا در دل بندگان دوست گردان. گفت، «چگونه دوست گردانم؟» گفت، «فضل و نعمت من با یاد ایشان ده که از من جز نیکوئی ندیده اند». و یحیی بن اکثم را به خواب دیدند. گفتند، «خدای تعالی با تو چه کرد؟» گفت، «در موقف سوال بداشت مرا و گفت: یا شیخ چنین کردی و چنین. تا ترسی عظیم بر من غالب شد. پس گفتم بارخدایا ما را از تو خبر نه چنین دادند؟ فرمان آمد که چون دادند؟ گفتم عبدالرزاق مرا خبر داد از معمر از زهری از انس از رسول الله (ص). از جبرئیل از تو که گفتی: من با بنده آن کنم که به من گمان برد و از من چشم دارد و من چشم داشتم که بر من رحمت کنی. گفت: راست گفت جبرئیل و راست گفت رسول و راست گفت انس و راست گفت زهری و راست گفت معمر و راست گفت عبدالرزاق. بر تو رحمت کردم. پس مرا خلعت پوشیدند و از خدمان بهشت پیش من می رفتند. شادیی دیدم که مثل آن نبود».
و در خبر است که یکی از بنی اسرائیل مردمان را از رحمت خدای نومید کردی و کا بر ایشان سخت گرفتی. روز قیامت خدای تعالی با وی گوید امروز تو را از رحمت چنان نومید کنم که بندگان مرا نومید کردی. و در خبر است که مردی هزار سال در دوزخ بود. پس گوید یا حنان یا منان. جبرئیل را گوید برو و بنده مرا بیاورد. گوید، «جای خویش در دوزخ چون یافتی؟» گوید، «بهترین جایها»، گوید، «وی را با دوزخ ببرید». چون با دوزخ می برند بازپس می نگرد. خدای تعالی گوید، «چرا می نگری؟» گوید، «گمان بردم که پس از آن که مرا بیرون آوی باز نفرستی». گوید، «وی را به بهشت ببرید». و بدین امید نجات یابد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره اهمیت امید به رحمت و محبت خداوند در مقایسه با ترس از عقوبتها و گناهان است. نویسنده بیان میکند که عبادت بر اساس امید به کرم و فضل خداوند از عبادت بر اساس ترس بهتر است و هیچ مقامی بالاتر از مقام محبت نیست. پیامبر اسلام تاکید میکند که هیچ کس نباید در هنگام مرگ، سوء ظن به خداوند داشته باشد و باید به رحمت او امید داشته باشد.
به عنوان مثال، داستان یعقوب و یوسف بیانگر این است که یعقوب به جای ترس از گرگ، باید به خداوند امید میداشت. همچنین علی (ع) به شخصی که از گناهان خود ناامید شده بود، میگوید که رحمت خداوند بزرگتر از گناهان است.
پیامبر اسلام همچنین در مورد چگونگی رحمت خداوند در روز قیامت و اینکه او با بندگانش بر طبق گمان و امیدی که به او دارند، برخورد میکند، سخن میگوید. در نهایت، این متن بر اهمیت امید به رحمت خداوند و پرهیز از ناامیدی تاکید دارد و به داستانهای مختلفی از قرآن و سیره پیامبر (ص) اشاره میکند که نشان دهنده رحمت خداوند و اهمیت حسن ظن به او است.
هوش مصنوعی: عبادت خداوند باید بر اساس امید به رحمت و generosity او باشد، زیرا این نوع عبادت از عشق و محبت سرچشمه میگیرد و هیچ چیز بالاتر از محبت نیست. در مقابل، عبادت بر اساس ترس از عذاب، نتیجهای جز بیم و نفرت ندارد. پیامبر (ص) فرمودهاند که هیچ کس نباید قبل از مرگ، نسبت به خداوند بدگمان باشد. خداوند نیز وعده داده که بندهاش را در آنچه که به او تصور میکند، همراهی خواهد کرد. یکی از صحابه در لحظهی مرگش از ترس گناهان و امید به رحمت خدا سخن گفت و پیامبر (ص) یادآور شدند که در دل هیچ انسانی نمیتواند همزمان به ترس از مشکلات و امید به رحمت خداوند باشد. خداوند همواره انسان را از آنچه که او را میترساند، ایمن کرده و آنچه که میخواهد را به او عطا میکند.
هوش مصنوعی: خداوند او را به یعقوب (ع) فرستاد و گفت: آیا میدانی چرا یوسف را از تو جدا کردم؟ زیرا تو گفتی که "میترسم گرگ او را بخورد و شما غافلید." تو از گرگ ترسیدی، اما به من امید نداشتی و به غفلت برادران یوسف فکر کردی و یاد من را فراموش کردی.
هوش مصنوعی: علی (ع) فردی را دید که به دلیل گناهان خود ناامید شده بود. او به او گفت که ناامید نباش؛ زیرا رحمت خداوند از گناهان تو بزرگتر است. همچنین رسول (ص) فرمود: در روز قیامت، خداوند از بندگان میپرسد چرا از مردم ترسیدهاید و به من امید نداشتید؟ اگر خداوند به او اجازه دهد که از ایمان و امیدش سخن بگوید و بگوید که از خلق میترسیدم اما به رحمت تو امیدوار بودم، خداوند به او رحمت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: روزی پیامبر (ص) فرمودند که اگر مردم از دانستههای او آگاه شوند، کمتر میخندند و بیشتر میگریند و به تضرع و زاری در طبیعت میروند. در این لحظه جبرئیل (ع) نازل شد و گفت که خداوند میفرماید چرا بندگان مرا از رحمت خود ناامید میکنی؟ سپس او خارج شد و بشارتهای امیدبخش و نیکی از فضل خداوند ارائه داد.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ به داوود (ع) وحی فرستاد که مرا دوست داشته باش و در دل بندگانم نیز محبت مرا بکار بگذار. داوود (ع) پرسید: «چطور میتوانم محبت تو را در دل آنها بیافکنم؟» پاسخ آمد: «با یادآوری نعمتها و خیرات من، زیرا آنها جز خوبی از من ندیدهاند». همچنین یحیی بن اکثم در خواب دیدند و از او پرسیدند: «خدا با تو چه کرد؟» او گفت: «در موقع سوال از من پرسشهایی کرد و ترس شدیدی مرا فرا گرفت. پس گفتم: بارالها، آیا ما را چنین خبر نداده بودند؟» پاسخ آمد: «با کی خبر داده شدی؟» او جواب داد: «عبدالرزاق به من خبر داد از معمر و معمر از زهری و او از انس و انس از رسول خدا (ص)، و جبرئیل از تو که گفتی: من با بندگانم بر اساس تصوراتشان عمل میکنم و من امید داشتم که بر من رحمت کنی». آن وقت به او گفتند: «جبرئیل راست گفت و رسول خدا راست گفت و انس نیز راست گفت». آنگاه خداوند به او رحم کرد و او را با نعمتها غرق کرد و خدمتی از بهشت برایش فراهم شد. شادیای را تجربه کرد که همچون آن ندیده بود.
هوش مصنوعی: در یک روایت آمده است که یکی از افراد بنی اسرائیل، مردم را از رحمت خدا ناامید کرد و بر آنها سخت گرفت. در روز قیامت، خداوند به او میفرماید که امروز تو را به اندازهای از رحمت خود ناامید میکنم که تو بندگان مرا ناامید کردی. همچنین در روایت دیگری آمده که مردی هزار سال در جهنم بود و در آنجا فریاد میزد: «ای رحمان، ای بخشنده»، و از جبرئیل میخواهد که او را به پیشگاه خداوند بیاورد. جبرئیل از او میپرسد که پس از مدتی که در جهنم گذرانده، چه جایگاهی پیدا کرده است و او پاسخ میدهد: «بهترین جایگاهها را». در نتیجه، او را به جهنم میبرند. اما هنگامی که در حال رفتن است، به پشت سر نگاه میکند و خداوند از او میپرسد که چرا مینگری. او پاسخ میدهد که گمان کرده بود پس از آنکه او را بیرون آورد، باز نخواهد گشت. خداوند سپس به او میفرماید که او را به بهشت ببرند و او به این امید نجات پیدا میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.