اگر کسی خواهد که عبادت او زنده باشد و بی روح نبود و ثواب او مضاعف باشد، باید که هفت وظیفه نگاه دارد:
وظیفه اول آن که تعجیل کند در زکوه دادن و پیش از آن که واجب شود در جمله سال می دهد و بدین سه فایده حاصل آید: یکی آن که اثر رغبت عبادت بر او ظاهر شود که دادن پس از وجوب ضرورت باشد چه اگر ندهد معاقب باشد و آن از بیم بود، نه از دوستی و شفقت.
دوم آن که شادی به دل درویشان رساند به زودی تا دعا به اخلاص تر کنند که شادی ناگاه بینند و دعای ایشان حصاری بود از جمله آفات.
سوم آن که از عوایق روزگار ایمن شود که در تاخیر، آفات بسیار است و بود که عایقی افتد و از این خیر محروم ماند و چون در دل رغبت چیزی پدید آمد به غنیمت باید داشت که آن نظر را دو جهت بود و زود بود که ابلیس حمله آورد، فان قلب المومن من اصابع الرحمن.
یکی را از بزرگان در طهارت جای در دل افتاد که پیرهن به درویش دهد مریدی را آواز داد و پیراهن برکشید و به وی داد، گفت، «چرا صبر نکردی تا بیرون آمدی؟»، گفت، «ترسیدم خاطری دیگر درآید که مرا از این بازدارد.»
وظیفه دوم آن که اگر زکوه به جمله خواهد داد در ماه محرم دهد که اول سال است و ماه حرام است یا ماه رمضان که وقت هرچند شریفتر، ثواب مضاعف تر، رسول (ص) سخی ترین خلق بود و هرچه داشتی می داد و در رمضان هیچ نگاه نداشتی.
وظیفه سوم آن که زکوه در سر دهد و برملا ندهد تا از ریا دورتر باشد و به اخلاص نزدیکتر بود که صدقه سر، خشم خدای را بنشاند و در خبر است که هفت کس فردا در سایه عرش باشند، یکی از آن امام عادل بود و یکی صدقه دهنده ای که دست چپ او خبر ندارد از آنچه دست راست داد و بنگر که چه درجه ای بود که با درجه امام عادل برابر بود و در خبر است که هرکه صدقه در سر دهد، او را در اعمال سر نویسند و اگر ظاهر در اعمال ظاهر نویسند و اگر باز گوید که من چنین چیزی کرده ام، از هر دو جریده محو کنند و در جریده ریا نویسند و بدین سبب سلف در پنهان داشتن صدقه چندان مبالغت کرده اند که کسی بودی که نابینا طلب کردی و بر دست او نهادی و سخن نگفتی که تا بنداند که کیست و کسی بودی که درویش خفته طلب کردی و بر دست او نهادی و بر جامه او بستی که تا چون بیدار شود نداند که داده است و کسی بودی که بر راه درویش افکندی و کس بودی که به وکیل دادی که برساند، این همه برای آن که درویش نداند اما از دیگری پنهان داشتن مهم تر داشتندی، برای آن که چون برملا دهند ریا در باطن پدید آید و اگرچه بخل در باطن شکسته شود یا پرورده گردد و این صفات جمله مهلک است، لیکن بخار بر مثال کژدمی است و یا بر مثال ماری که وی قویتر است، چون کژدم را قوت مار کند تا در قوت مار بیفزاید، از یک مهلک رسته باشد و در دیگری از آن صعبتر افتاده و زخم این صفات بر دل، چون در گور شود، بر مثال زخم کژدم و مار خواهد بود، چنان که در عنوان مسلمانی پیدا کردیم، پس ضرر آن که برملا دهد از نفع بیشتر است.
وظیفه چهارم آن که اگر به ظاهر از ریا ایمن باشد و دل خود را از آن پاک کرده باشد و داند که اگر بر ملا دهد دیگران بدو اقتدا کند و رغبتها زیادت شود، برملا دادن این چنین کس را فاضلتر و این کسی بود که مدح و ذم مردمان نزدیک وی برابر بود و در کارها به علم حق تعالی کفایت کرده باشد.
وظیفه پنجم آن که صدقه حبط نگرداند به منت و وحشت قال الله تعالی: «لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی» و معنی «اذی» آزردن درویش بود، بدانکه روی ترش کند و پیشانی فراهم کند و سخن به عنف گوید، و او را به سبب درویشی و سوال خوار دارد و به چشم حقارت بدو نگرد و این از انواع جهل و حماقت خیزد.
یکی آن که دشوار بود بدو مال از دست بدادن و بدین سبب دلتنگ شود و سخن به زجر گوید و هرکه بدو دشوار بود که درمی بدهد و هزار بار ستاند، جز جاهل نبود و او بدین زکوه فردوس اعلی و رضای باری تعالی خواهد کرد و خود را از دوزخ برهاند چرا بر او دشوار بود، اگر بدین ایمان دارد؟
و دیگر حماقت آن که می پندارد که او را بر درویش شرف است به توانگری خود نداند که کسی که به پانصد سال پیش از او در بهشت خواهد رفت اوست و درجه او بزرگتر و نزدیک خدای تعالی شرف و فخر درویش راست نه توانگر را و نشان شرف او در این جهان آن است که توانگر را به رنج و مشغله دنیا و زر وبال آن مشغول بکرده است و نصیب وی از آن همه قدر حاجت بیش نیست، بر او واجب کرده است که قدر حاجت به درویش می رساند، پس به حقیقت توانگر سخره درویش است در این جهان و در آن جهان به پانصد سال پیش از او به بهشت خواهد رفت.
وظیفه ششم آن که منت ننهد و اصل منت از جهل است و آن صفت دل است و آن است که پندارد که با درویش نیکویی کرد و نعمتی بدو داد، درویش زیر دست او شد چون چنین پندارد، نشان آن بود که چشم دارد که درویش او را خدمت زیادت کند و در کارهای وی بایستد و سلام ابتدا کند و در جمله حرمتی زیادت چشم دارد و اگر در حق وی تقصیری کند، تعجب بیش از آن کند که پیش کردی و باشد که بازگوید که من با وی چنین نیکویی کردم و این هم از جهل بود بلکه حقیقت آن است که درویش با او نیکویی کرد که صدقه از او قبول کند و او را از آتش دوزخ برهانید و دل او را از نجاست بخل طهارت داد و اگر حجامی او را رایگان حجامت کند منت دارد، چه آن خود سبب هلاک او خواست بود، بخل نیز در باطن او و مال زکوه در دست او، سبب هلاک پلیدی اوست چون به سبب درویش او را طهارت حاصل شد و نجات یافت، باید که از او منت دارد.
دیگر آن که رسول (ص) می گوید، «صدقه اول در دست باری افتد، پس در دست درویشی»، پس چون حق زکوه به خدای می دهد و درویش نایب خدای است در قبض حق وی، باید که از درویش منت دارد، نه منت بر درویش نهد.
و چون در آن سه سر از اسرار زکوه بیندیشد، بداند که منت نهادن از جهل بود و برای حذر کردن از منت، سلف مبالغت کرده اند و بر پای ایستاده اند پیش درویش و به تواضعی تمام پیش او نهاده اند، آنگاه سوال کرده اند که از من قبول کن و گروهی دست فرا پیش داشته اند تا درویش برگیرد و دست درویش بر زبر باشد که «الید العلیا خیر من یدالسفلی» کسی را سزد که منت برنهد.
و عایشه و ام سلمه درویشی را چیزی فرستادندی و گفتندی، «یاد گیر تا چه دعا کند» تا هر دعایی را به دعایی مکافات کنند تا صدقه خالص بماند مکافات ناکرده و طمع دعا به درویش روا نداشتندی که گمان بر آن بود که احسانی کرده باشند و محسن به حقیقت درویش بود که این عهد از تو برگرفت.
وظیفه هفتم آن که از مال آنچه بهتر و نیکوتر و حلال تر بود آن بدهد که آنچه به شبهت بود تقرب را نشاید که او پاک است جز پاک قبول نکند، و قد قال، «ولا تیمموا الخبیث منه تنفقون ولستم باخذیه الا ان تغمضوا فیه» یعنی آن چیز که اگر به شما دهند به کراهت ستانید، چرا در نصیب خدای خرج کنید؟ و اگر کسی آنچه بتر بود پیش مهمان نهد، استخفافی تمام بود، چگونه روا بود که بترین به خداوند دهد و بهترین بندگان وی را بگذارد؟ و بترین دادن دلیل آن بود که به کراهیت می دهد و هر صدقه که به دلخوشی نبود، بیم آن باشد که قبول نیفتد رسول (ص) گوید، «یک درم صدقه، باشد که بر هزار سبقت گیرد و این آن بود که بهترین دهد، و به دلخوشی دهد».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: برای زنده نگهداشتن عبادت و کسب ثواب بیشتر، هفت وظیفه باید رعایت شود.
1. **تعجیل در زکات**: باید زکات را قبل از موعد آن بدهد تا نشاندهنده رغبت و محبت او به عبادت باشد و دل فقرا شاد شود.
2. **تعیین زمان مناسب**: زکات را در ماههای محرم یا رمضان بدهد که از بهترین زمانهاست.
3. **پنهانکاری در صدقه**: صدقات را به صورت مخفیانه بدهد تا از ریا دور بماند و اخلاصش بیشتر باشد.
4. **حفظ اخلاص**: اگر فرد از ریا ایمن باشد، میتواند صدقهاش را علنی کند تا دیگران هم ترغیب شوند.
5. **اجتناب از منتگذاری**: نباید بر فقیر منت بگذارد و با رفتار نادرست او را آزار ندهد.
6. **پرهیز از خودپسندی**: به این درک برسد که او به فقیر نیکی کرده و در واقع باید شکرگزار باشد که توانسته صدقه دهد.
7. **انتخاب مال حلال**: باید از مال حلال و بهترین چیزها صدقه بدهد تا مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد.
این وظایف به تقویت ارتباط با خدا و بهبود روحیه اجتماعی کمک میکنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی میخواهد عبادتش پرمعنا و با روح باشد و پاداشش افزونتر گردد، باید به هفت وظیفه توجه داشته باشد:
هوش مصنوعی: نخستین وظیفه این است که فرد باید در زکات دادن عجله کند و آن را قبل از آنکه به واجب تبدیل شود، پرداخت کند. این کار سه فایده به همراه دارد: اول این که نشان میدهد او به عبادت علاقمند است، زیرا دادن زکات پس از واجب شدن بیشتر به خاطر ترس از تنبیه است و نه به خاطر محبت و دلسوزی.
هوش مصنوعی: دوم اینکه شادی زودتر به دل درویشان میرسد تا اینکه دعایشان با اخلاص بیشتری انجام شود، زیرا وقتی ناگهان شادی را مشاهده کنند، دعاهایشان به نوعی محافظ از انواع آفتها خواهد بود.
هوش مصنوعی: نکته سوم این است که از خطرات زمانه در امان بماند، چرا که در تأخیر بسیاری از مشکلات وجود دارد و ممکن است فرصتی پیش بیاید و فرد از خیر آن محروم بماند. هنگامی که در دل انسان رغبت و تمایل به چیزی ایجاد شود، باید آن را غنیمت شمرد، زیرا آن علاقه دو جنبه دارد و ممکن است خیلی زود وسوسهها و تهاجمات شیطانی آغاز شود. بنابراین، قلب مؤمن تحت نفوذ خداوند است.
هوش مصنوعی: یکی از بزرگان در مورد پاکی و طهارت به دلش افتاد که پیراهنی به یک درویش بدهد. او مریدی را صدا زد و پیراهن را از روی دوش خود برداشت و به او داد. سپس از او پرسید: «چرا صبر نکردی تا از جمع بیرون بروی؟» مرید پاسخ داد: «ترسیدم شخص دیگری بیاید و مرا از این کار منصرف کند.»
هوش مصنوعی: دومین وظیفه این است که اگر زکات قرار است پرداخت شود، بهتر است در ماه محرم که آغاز سال است و همچنین ماه حرام محسوب میشود، یا در ماه رمضان که زمان بسیار باارزشی است، پرداخت شود. زیرا هرچه زمان پرداخت زکات شریفتر باشد، ثواب آن نیز بیشتر خواهد بود. پیامبر (ص) از سخیترین افراد بود و هرچه داشت را میبخشید و در ماه رمضان هیچ چیزی را برای خود نگه نمیداشت.
هوش مصنوعی: وظیفه سوم انسان این است که صدقه خود را به طور پنهانی بدهد و آن را علنی نکند تا از ریا و نمایش دوری گزیده و به اخلاص نزدیکتر شود. زیرا صدقه میتواند خشم خداوند را کاهش دهد. در احادیث گفته شده که هفت نفر در روز قیامت در سایه عرش خداوند قرار دارند که یکی از آنها امام عادل است و دیگری کسی است که صدقهاش را به گونهای میدهد که دست چپش از آنچه که دست راستش داده، بیخبر است. نشاندهنده جایگاه والای این عمل است که با درجه امام عادل برابر است. همچنین گفته شده که هر کس صدقهاش را پنهان کند، نام او در دفتر اعمال خوب نوشته میشود ولی اگر عملش را علنی کند، از هر دو لیست محو میشود و نامش در لیست ریاکاران ثبت میشود. به همین دلیل، گذشتگان تا حد زیادی بر پنهان نگهداشتن صدقه تأکید داشتهاند. بعضی از آنان حتی با احتیاط این کار را انجام میدادند که دیگران متوجه نشوند. این احتیاط به خاطر این است که اگر صدقهاش علنی شود، ریا به دل میآید و در عین حال، ویژگیهای منفی مثل بخل نیز در دل شکل میگیرد. این خصوصیات مهلک هستند. از این رو، نشان دادن صدقه به مراتب کمتر از پنهان داشتن آن ضرر دارد.
هوش مصنوعی: وظیفه چهارم این است که اگر شخص به نظر از ریا خالی باشد و قلبش را از آن پاک کرده باشد، و بداند که اگر کارهایش را علنی کند، دیگران به او اقتدا خواهند کرد و آرزوهای بیشتری در آنان ایجاد میشود، در این صورت اظهار کردن اعمال چنین فردی از فضیلت بیشتری برخوردار است. این شخص در نظر مردم هم به مدح و هم به ذم یکسان توجه دارد و در کارهای خود بر اساس علم خداوند متعال عمل میکند.
هوش مصنوعی: وظیفه پنجم این است که صدقهتان را با منت و اذیت باطل نکنید. خداوند میفرماید: «صدقات خود را با منت و آزار نابود نکنید». در اینجا منظور از «آزار» نرنجاندن نیازمند است. این بدان معناست که اگر به نیازمندی صدقه میدهید، نباید با چهرهای عبوس و کلمات تند، او را اذیت کنید یا بهخاطر فقر و درخواست کمک او را خوار و کوچک بشمارید. نگاه کردن به او با حس تحقیر هم نادرست است و این رفتار ناشی از جهل و نادانی است.
هوش مصنوعی: یکی از مسائل این است که اگر کسی برای از دست دادن مال خود دلتنگ و ناراحت میشود و به خاطر این ناراحتی دلش به زجر وادار میشود، نشان از جهل اوست. اگر کسی در دادن مالی احساس سختی و دشواری کند، در واقع خود را از بهشت و رضایت خداوند دور میکند و باید بداند که اگر به این مسائل ایمان داشته باشد، نباید در این مورد احساس دشواری کند.
هوش مصنوعی: اینکه کسی تصور کند به خاطر ثروتش بر درویش برتری دارد، حماقت بزرگی است. در واقع، آن کس که در آینده به بهشت خواهد رفت، مقام و درجهاش بالاتر است و نزد خداوند ارزش و احترام درویش بیشتر از ثروتمند است. در این جهان، نشانهی شرف درویش این است که ثروتمند درگیر مشکلات و مشغلههای دنیوی و ثروت است و سهم او از این دنیا تنها نیازهای اولیهاش است. در نتیجه، در حقیقت، ثروتمند در این دنیا تحت تسلط درویش است و در آن دنیا نیز در آیندهای نهچندان دور، در مقایسه با درویش، به بهشت خواهد رفت.
هوش مصنوعی: وظیفه ششم این است که منت نگذارید، زیرا منت گذاشتن ناشی از نادانی است و این صفتی از دل است. اگر کسی فکر کند با درویش خوبی کرده و به او کمکی کرده، در واقع این نشاندهنده این است که او انتظار دارد درویش به او خدمت بیشتری کند و حتی سلام اول را به او بگوید، و در کل امیدوار است که بیشتر از او احترام ببیند. اگر درویش در حق او کمتوجهی کند، خیلی بیشتر از آن چه که باید، تعجب میکند و ممکن است بگوید که او با درویش نیکویی کرده است. این هم از نادانی است، چون حقیقت این است که درویش با او نیکوئی کرده است که او را به پذیرش صدقه واداشته و او را از آتش دوزخ نجات داده است و دل او را از آلودگی بخل پاک کرده است. اگر کسی به صورت رایگان حجامت کند، باید شاکر باشد، زیرا این عمل میتوانست به ضرر او تمام شود، و بخل در دل او و مال زکات در دست او نیز سبب آلوده شدن او به پلیدیهاست. در نتیجه، باید به خاطر درویش شکرگزار باشد که سبب پاکی و نجات او شده است.
هوش مصنوعی: رسول خدا (ص) میفرمایند که وقتی صدقهای داده میشود، ابتدا به دست خدا میرسد و سپس به دست کسانی که نیازمند هستند. بنابراین، وقتی شخصی زکات خود را به خدا میدهد، در واقع این درویش است که به نمایندگی از خدا آن را دریافت میکند. بنابراین، باید قدردان درویش بود و نه بر او منت گذاشت.
هوش مصنوعی: وقتی به سه راز زکات فکر میکند، متوجه میشود که نعمت دادن از روی جهل است و برای اینکه از این نعمت دادن پرهیز کند، پیشینیان به شدت تلاش کرده و با تواضع کامل در برابر درویش قرار گرفتهاند. سپس از او خواستهاند که از آنها بپذیرد و عدهای دست خود را جلو آوردهاند تا درویش آن را بگیرد. در اینجا گفته شده که دست بالاتر بهتر از دست پایینتر است و این نشان میدهد که بهتر است کسی که نعمت میدهد، خود را در موقعیت بالاتری قرار دهد.
هوش مصنوعی: عایشه و ام سلمه به یک درویش هدیهای دادند و گفتند: «ببین چه دعایی میکند.» تا هر دعا را با دعای دیگری جبران کنند تا صدقهای خالص بماند که بیپاسخ نمانده و همچنین نمیخواستند به درویش طمع کنند، زیرا بر این باور بودند که باید از احسان خودشان دوری کنند و در حقیقت این درویش بود که این وعده را از آنها گرفت.
هوش مصنوعی: وظیفه هفتم این است که از مال خود، بهترین، نیکوترین و حلالترین موارد را بپردازد. زیرا دادن چیزهای شبههدار برای نزدیکی به خداوند مناسب نیست و او تنها پاکیها را قبول میکند. خداوند فرموده است: «از چیزی که خودتان هم به سختی آن را قبول میکنید، برای خیرات هزینه نکنید». بنابراین، اگر کسی چیزی کمارزش به مهمان بدهد، این نشاندهنده بیاحترامی است. چگونه ممکن است که بهترینها را به خداوند تقدیم کند، در حالی که بهترین بندگانش را نادیده بگیرد؟ بهترین شکل صدقه دادن زمانی است که انسان با عشق و رغبت این کار را انجام دهد. همچنین، هر صدقهای که با ناپسندیدگی اهدا شود، احتمال ندارد که مورد قبول واقع شود. پیامبر (ص) فرموده است که یک درهم صدقه میتواند از هزار درهم دیگر ارزش بیشتری داشته باشد، به شرطی که فردی با دلخوشی و رغبت آن را بدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.