گشت کوه و باغ در زیر گل بیجاده رنگ
ساق و سم از گل چریدن کرد چون بیجاده رنگ
ارغوان آمد بجای شنبلید زرد گون
لاله های باده رنگ آمد بجای باد رنگ
خوش بود خوردن کنون با دوستان در بوستان
باده های لاله گون در لاله های باده رنگ
تا بدید از باد نیسان خاک گلزاری بود
ز آب آذرگون کند دل مرد دانا آذرنگ
از نسیم گل شده چون عنبر و کافور خاک
وز فروغ گل شده چون بسد و یاقوت سنگ
گشت زابر قیرگون و لاله بیجاده فام
دشت چون منقار طوطی چرخ چون پشت پلنگ
بانگ بلبل هر شبان روزی بسان بانگ نای
بانگ صلصل هر سحرگاهی بسان بانگ چنگ
پشت و بانگ من چو پشت و بانگ چنگ آمد درست
تا من آن خورشید خوبان را رها کردم ز چنگ
تا بدست خویش تنگ اسب هجران سخت کرد
شد بمن چون حلقه تنکش جهان تاریک و تنگ
گر بنزدیک من آید بی درنگ آن ماه روی
میر ابوالهیجا نیابد جای چندان بی درنگ کذا
مشتری چهر و فلک همت منوچهر آنکه او
چون فریدون فر و چون هوشنگ دارد هوش و هنگ
بدره ها گریند چون بادوستان باشد بصلح
کرکسان خندند چون با دشمنان باشد بجنگ
زانکه گه گه باشد از چرم پلنگ او را جناغ
از همه ددها تکبر بیشتر دارد پلنگ
بادل و دست و سنان و تیغ او در رزم و بزم
برق سرد و مرگ راحت بحر خشک و چرخ تنگ
گرش بودی ملک در خور اسب او را آمدی
ز افسر خان نعل و میخ از موی خاتون حل و تنگ
روز بخشیدن نشاید خادمش سالار طی
گاه کوشیدن نشاید چاکرش پور پشنگ
چین انده گیرد از هولش رخان خان چین
رشک حسرت آید از بیمش روان شاه زنگ؟
بر هواخواهان کند چون روز شبهای چو قیر
بر براندیشان کند چون زهر صهبای چو رنگ
بانگ تندر پیش بانگ او بروز کارزار
همچنان باشد که پیش بانگ تندر بانگ چنگ
مدح گویان را ببزم اندر گهر بخشد بمشت
مهرجویان را بصف اندر درم بخشد بسنگ
مهر او و کین او چون رود نیل آمد درست
دوستان را زو شراب و دشمنان را زو شرنگ
دوستان را همچو یوسف می سپارد ملک مصر
دشمنان را همچو فرعون افکند کام نهنگ
آنکه در میدان کینش طوق باشد یافته
او بجای طوق سر گردنش بندد پالهنگ
گر سخن گوید بود گویای یونان همچو گنگ
گر عطا بخشد بود دریای عمان همچو گنگ
پیش او چون میش و مور و پشه باشد پیش پیل
خصم روز جنگ او باشد اگر پور پشنگ
تا بود بالا خدنگ آئین ز شادی و سرور
تا شود قامت کمان آسا ز اندوه و غرنگ
باد بالا دشمنانش را ز انده چون کمان
باد قامت دوستانش را ز شادی چون خدنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و حسهای مختلفی که انسان به هنگام بودن در آن احساس میکند، میپردازد. شاعر با اشاره به گلها، بوستانها و نقوش رنگارنگ، حال و هوای سرمستی و دوستی را به تصویر میکشد. همچنین به زوال عشق و غم جدایی نیز اشاره دارد، و تضاد میان شادی دوستان و اندوه دشمنان را به خوبی بیان میکند. در انتها، شاعر از قدرت و شجاعت در میدان نبرد سخن به میان میآورد و به برتری دوستان و شکست دشمنان اشاره میکند. این اثر به زیبایی به رابطههای انسانی و احساسات متضاد در زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف طبیعت و زیباییهای آن پرداخته شده است. کوه و باغ در زیر گلها به رنگهای زیبا درآمدهاند. نشانهها و جلوههای طبیعی مانند ساق و سم به گونهای به نظر میرسند که گویی از این گلها بهره میبرند و به حالت دلنشینی جلوهگری میکنند. این توصیف به فضا و حال و هوای دلپذیر و رویایی طبیعت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: یک درخت ارغوان به جای گیاه زرد رنگ شنبلید ظاهر شد و لالههای رنگی به جای باد رنگی نمایان گشتند.
هوش مصنوعی: این لحظه، نوشیدن در کنار دوستان در باغ بسیار خوشایند است. شراب به رنگ گلهای لاله، طعمی خوش و دلپذیر دارد.
هوش مصنوعی: مرد دانا مشاهده میکند که باد نیسان خاک گلزاری را جابجا کرده و بر اثر آب آذرگون، دلش به حال آن گلزار آتشین میشود.
هوش مصنوعی: از باد ملایم گل مانند مشک و نعناع بدن خاک خوشبو است و از نور گل مانند زعفران و یاقوت، سنگ جواهر نشان میدهد.
هوش مصنوعی: زمین به رنگ قیر است و گلهای لاله در دشت پخش شدهاند، مانند منقار طوطی که در حال چرخش است و پشت پلنگ که قوی و پر قدرت است.
هوش مصنوعی: آوای بلبل در طول روز به مانند صدای نی است و صدای صلح صلح هر صبح به مانند صدای چنگ به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: صدای من و تأثیرگذار بودن آن، شبیه صدای چنگ میشود، و وقتی که توانستم آن معشوق زیبا را از چنگال خود آزاد کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر دوری و جدایی، خودم را به زحمت انداختم و در تنگنای این غم گرفتار شدم. این وضعیت برای من مانند حلقهای تنگ است که دنیا را برایم تاریک و گرفته کرده است.
هوش مصنوعی: اگر ماهروی میر ابوالهیجا به نزد من بیاید، فوراً جا نمیگیرد و نمیتواند مدتی در کنار من بماند.
هوش مصنوعی: چهره و وضعیت منوچهر قابل ستایش است. او همچون فریدون دارای عظمت و شکوه است و همچون هوشنگ، هوش و ذکاوت ویژهای دارد.
هوش مصنوعی: اگر دوستان با هم در صلح و آرامش باشند، مانند ابرها گریه میکنند؛ اما اگر با دشمنان در جنگ باشند، مانند کرکسها میخندند.
هوش مصنوعی: چون پلنگ از چرمش گهگاه برخاست، او به حالت زندگی و رفتار خود برتری بیشتری نسبت به دیگر حیوانات دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و مهارت جنگجو در میدان نبرد و همچنین در زندگی روزمره اشاره دارد. او با دقت و توانایی خاصی در استفاده از سلاحها و ابزارهای خود، در شرایط سخت جنگ و همچنین در میهمانیها و مجالس به خوبی عمل میکند. در واقع، او در میان چالشها و دشواریها، مانند برقی سرد و مرگ، احساس راحتی میکند و با جرأت به مقابله با مشکلات میپردازد. در نهایت، این تصویر از او به عنوان فردی قوی و با اراده در مقابل دشواریها جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: اگر او را پادشاهی در شأن اسبش بود، تو از افسر خان و از میخ و نعل او به خاطر موی خانم وارد شدی و سختی کشیدی.
هوش مصنوعی: در روزی که بخشش و سخاوت در آن نیست، هیچ خادمی شایستهی مقام سروری نیست و در زمانی که تلاش و کوشش نمیشود، هیچ کس لایق فرزندی و پشتیبانی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلنشین او به خاطر ترس و اندوه، چروک بر میدارد و دلهای دیگران از حسرت به او حسادت میکنند. آیا جانم به خاطر او در تنگنا قرار میگیرد؟
هوش مصنوعی: او به طرفداران خود همچون روز روشن است، اما بر کسانی که در اندیشه هستند، مانند شب تاریک و سختی عمل میکند و به آنها زهر تلخ را تقدیم میکند.
هوش مصنوعی: صدای رعد و برق در مقایسه با صدای او در میدان نبرد، همانند صدای چنگ پیش از رعد و برق است.
هوش مصنوعی: مدحگویان را در دریا میسازد و به جویندگان محبت، طلا میبخشد، و سنگ را نیز به ارزش خود میدهد.
هوش مصنوعی: عشق و نفرت او مانند رود نیل به خوبی و روشنی میآید. برای دوستانش، این عشق مانند شرابی خوش مزه است، اما برای دشمنانش، همچون زهر تلخی میباشد.
هوش مصنوعی: دوستان را مانند یوسف به دست سرنوشت میسپارد، اما دشمنان را به شیوه فرعون در چنگال خود محبوس میکند تا از آنها رهایی پیدا نکند.
هوش مصنوعی: آن کسی که در میدان جنگ به عنوان اسیر در آمده، به جای اینکه زنجیر به گردنش آویخته شود، سرش را با زین و پالهنگ میبندند. این نشان میدهد که او به اسارت درآمده و در شرایط سختی قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی سخن بگوید، مانند افرادی است که همیشه حرفهای خوب و مفید میزنند، اما اگر کمحرف و بیفایده باشد، مانند سکوتی بیمعناست. و اگر کسی کمک و بخشش کند، مثل دریایی عمیق و پُراستعداد است، اما اگر این نعمتها به صورت بیهدف و سطحی باشد، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: در حضور او، مانند گوسفند، مور و مگس هستیم، ولی در روز نبرد، اگر فرزند پشنگ باشد، دشمنش همچون فیل خواهد بود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که شادی و سرور وجود دارد، قامت انسان شاداب و رفیع است؛ اما وقتی که غم و اندوه وارد زندگی شود، آن قامت به حالتی خمیده و غمگین درمیآید.
هوش مصنوعی: باد بالا دشمنانش را از شدت خشم و تنفر مانند تیرکمانی کمان میکند، ولی قامت دوستانش را از سر شادی به اندازهای راست و زیبا میسازد که مانند تیرهای خدنگ به نظر میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.