ز رشک ست این که در عشق آرزوی مردنم باشد
تو جان عالمی، حیف ست گر جان در تنم باشد
زهی قسمت که ساز طالع عیشم کنند آن را
اگر خود جزوی از گردون به کام دشمنم باشد
بیاسا ساعتی تا بر دم تیغت گلو سایم
که از خود نیز در کشتن حقی بر گردنم باشد
شناسم سعی بخت خویش در نامهربانیها
بلرزم بر گلستان گر گلی در دامنم باشد
تو داری دین و ایمانی بترس از دیو و نیرنگش
چو نبود توشه راهی چه باک از رهزنم باشد
به ذوق عافیت یاران روند از خویش و چون من هم
خلد در پای من خاری که در پیراهنم باشد
بدان تا با من آویزد چو حرف رنگ و بو گوید
دلم با اوستی اما زبان با گلشنم باشد
بدین آهنگ های پست نتوان غم برون دادن
مگر صور قیامت ساز شور شیونم باشد
به سودایت همان انداز از خود رفتنی دارم
اگر چون ناله زنجیر بند از آهنم باشد
به زر همدوش قارون خفتن از دون همتی خیزد
بیا تا در سخن پیچم که از غالب همفنم باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و متناقض خود در عشق میپردازد. او از حسرت و آرزوی مرگ سخن میگوید، بیان میکند که زندگیاش بیمعنی است اگر معشوق در کنارش نباشد. شاعر به تقدیر و سرنوشت خود اشاره میکند و از ناامیدی و نامهربانیهایی که در زندگی تجربه کرده، میگوید. او همچنین از رابطهاش با دیگران و تضاد بین احساسات درونی و ابرازهای ظاهری صحبت میکند. نهایتاً، او با اشاره به سختیها و مسائلی که در زندگی با آن مواجه است، به امیدها و آرزوهای خود میبالد و به جستجوی حقیقت و عدالت در عواطفش میپردازد.
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت است که در عشق آرزوی مرگم را دارم. تو جان همه جهان هستی و حیف است اگر جانم در بدنم باقی بماند.
هوش مصنوعی: خیلی خوب است که قسمت من به گونهای رقم بخورد که زندگی لذتبخشم کنند، هرچند که اگر خود من تنها یک جزء از این دنیا باشم و در دست دشمنم باشد.
هوش مصنوعی: ساعتی استراحت کن تا من گردن خود را به تیزی شمشیرت بسپارم، چراکه احساس میکنم در کشتن من حقی بر گردنم هست.
هوش مصنوعی: من تلاش و غیرت خود را میشناسم، اما با وجود بیوفاییها و دشواریها، اگر در دامنم گلی باشد، از آن بترسم و لرزید.
هوش مصنوعی: تو دارای ایمان و دین هستی، پس از دیو و نیرنگش بترس. اگر توشهای برای سفر نداشته باشی، از راهزنها نترس، زیرا خطری تو را تهدید نمیکند.
هوش مصنوعی: یاران به خاطر خوشی و آسایش خود از من دور میشوند و حال آنکه من با وجود اینکه در باغ بهشت هستم، همیشه یک خار در دل دارم که حکایت از غم و ناراحتی من میکند.
هوش مصنوعی: بدان که اگر کسی به من نزدیک شود و حرفی بزند که نشاندهنده زیبایی و لطافت باشد، دل من با او همراه است، اما کلام من همچنان با مناظر زیبا و دلانگیز میچرخد.
هوش مصنوعی: با این نواهای سست و سطحی نمیتوان غم را بیرون راند، مگر اینکه صدای قیامت و نالههای دلفzigی من به پا شود.
هوش مصنوعی: من به خاطر سودای تو از خود رفتهام، و اگر هم مانند ناله زنجیری باشد که از آهن ساخته شده، این حالتم را میپذیرم.
هوش مصنوعی: خوابیدن در کنار ثروت فراوان مانند قارون، نشان دهنده نداشتن همت و اراده بالا است. بیایید صحبت کنیم و من نشان میدهم که من با کسی که برنده است همفکر هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.