نیست وقتی که به ما کاهشی از غم نرسد
نوبت سوختن ما به جهنم نرسد
دوری درد ز درمان نشناسی هشدار
کز تپیدن دل افگار به مرهم نرسد
می به زهاد مکن عرض که این جوهر ناب
پیش این قوم به شورابه زمزم نرسد
خواجه فردوس به میراث تمنا دارد
وای گر در روش نسل به آدم نرسد
صله و مزد میندیش که در ریزش عام
لاله از داغ و گل از چاک به شبنم نرسد
بهره از سرخوشیم نیست دماغم عالی ست
باده گر خود بود از میکده جم نرسد
هر چه بینی به جهان حلقه زنجیری هست
هیچ جا نیست که این دایره با هم نرسد
فرخا لذت بیداد کزین راهگذر
به کسان می رسد آن کس که به خود هم نرسد
هر کجا دشنه شوق تو جراحت بارد
جز خراشی به جگرگوشه ادهم نرسد
طوبی فیض تو هر جا گل و بار افشاند
جز نسیمی به پرستشگه مریم نرسد
سوزد از تاب سموم دم گرمم غالب
دل گرش تازگی از اشک دمادم نرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و غمانگیز شاعر پرداخته و به فقدان امید و دردهای روحی اشاره دارد. شاعر از کاهشی در غم که به او نمیرسد، سخن میگوید و خواستهها و آرزوهای او به دلیل مشکلات و دوری از مرهمها به تحقق نمیرسند. او به تفسیر زشتیها و دردها پرداخته و بیان میکند که لذت و خوشیها نیز در دسترسش نیستند. همچنین، شاعر به ناپایداری و بیمعنی بودن زندگی اشاره میکند و میگوید که تمام تلاشها و آمال او به جایی نمیرسد. در نهایت، او با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به عمق دردهای خود و آرزوهای غیرقابل دسترسیاش میپردازد.
هوش مصنوعی: زمانی که غمی به ما نمیرسد، یعنی چیزی برای آزار ما وجود ندارد، به جایی نمیرسیم که دچار عذاب شویم.
هوش مصنوعی: اگر به دوری و غمهایت عادت کنی و درک نکنیشان، به زودی متوجه خواهی شد که قلبی دردمند دیگر به آرامش نمیرسد و درمانی برای آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از زاهدان نخواه که در برابر این حقیقت، که این جوهر گرانبهاست، سخنی بگوید؛ زیرا این جمع نمیتوانند به ارزش آن پی ببرند و مثل آب وضو نظرشان به آنست.
هوش مصنوعی: خواجه بهشت را به ارث برده و آرزو دارد که نسل آدمی همچنان ادامه پیدا کند، ولی اگر این نسل به او نرسد، وای بر او.
هوش مصنوعی: هرگز به پاداش و نتیجه کار فکر نکن، زیرا در جریان عمومی زندگی، گلها و لالهها از درد و غم نمیتوانند به زیبایی و تازگی شبنم دست پیدا کنند.
هوش مصنوعی: من از خوشی و سرمستی بهرهای ندارم، چون حال و هوای من بسیار خوب است. حتی اگر خود باده از میکده به سوی من بیاید، باز هم به من نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این دنیا مشاهده میکنی، مانند حلقههای زنجیر به هم پیوستهاند. هیچ نقطهای وجود ندارد که این دایرهها به یکدیگر نرسند یا ارتباطی نداشته باشند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از لذتهای ناشی از بیعدالتی بهرهمند میشود، چون در این مسیر، دچار وضعیتهایی میشود که حتی به خودای خود نیز نمیتواند دست یابد.
هوش مصنوعی: هر جا که حس شوق تو احساس میشود، تنها جراحتهایی به دل و جان من میزند و هیچ آسیبی به دیگری نمیرسد.
هوش مصنوعی: خوشبختی و برکت تو در هر مکانی مانند گل و میوه پخش میشود، اما تنها نسیمی از آن به مکان عبادت مریم نمیرسد.
هوش مصنوعی: عذاب و گرمای طاقتفرسای زندگی باعث رنجش و سوختنم میشود، حتی اگر دلی شاد و تازه داشته باشم، باز هم اشکها و غمها بهطور مداوم به سراغم میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.