نقشم گرفته دوست نمودن چه احتیاج؟
آیینه مرا به زدودن چه احتیاج؟
با پیرهن ز ناز فرو می رود به دل
بند قبای دوست گشودن چه احتیاج؟
چون می توان به رهگذر دوست خاک شد
بر خاک راه ناصیه سودن چه احتیاج؟
بنگر که شعله از نفسم بال می زند
دیگر ز من فسانه شنودن چه احتیاج؟
از خود به ذوق زمزمه ای می توان گذشت
چندین هزار پرده سرودن چه احتیاج؟
در دست دیگری ست سفید و سیاه ما
با روز و شب به عربده بودن چه احتیاج؟
تا لب گشوده ای مزه در دل دویده است
بوس لب ترا به ربودن چه احتیاج؟
بفگن در آتش و تب و تابم نظاره کن
غمنامه مرا به گشودن چه احتیاج؟
آن کن که در نگاه کسان محتشم شوی
بر خویش هم ز خویش فزودن چه احتیاج؟
خوابست وجه همت آواره بینشان
محو رخ ترا به غنودن چه احتیاج
تاب سموم فتنه گرانی ست غالبا
کشت امید را به درودن چه احتیاج؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و دوستی پرداخته و نشان میدهد که برای برقراری ارتباط واقعی با دوست، نیازی به ظاهر و زینتهای ظاهری نیست. شاعر به جای تمرکز بر موارد سطحی، به ارزشهای روحی و معنوی اشاره میکند و میگوید که عشق و ارتباطهای انسانی نیاز به عمق احساس دارد. او به صورت استعاری بیان میکند که ما باید از خود گذر کنیم و به ابراز احساسات و واقعیتهای درونی بپردازیم، زیرا در نهایت، عشق و دوستی عمیقتر از ظواهر و فرمها هستند.
هوش مصنوعی: من دیگر نیازی به نشان دادن عشق و دوستی ندارم، چون تصویری از آنچه هستم در دل دوست نقش بسته است. همچنین، نیازی به پاک کردن یا اصلاح تصویر خود ندارم، چون در درون او به وضوح دیده میشوم.
هوش مصنوعی: با لباس لطیف و زیبا، به دل میرود. نیازی به باز کردن لباس دوست نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که میتوان برای دوستی به پای او افتاد و خود را در این راه فدای او کرد، دیگر چه نیازی به نشان دادن خود یا تلاش برای جلب توجه دیگران است؟
هوش مصنوعی: بنگر که آتش ناشی از نفس من به شدت در حال زبانه زدن است. دیگر چه نیازی به شنیدن داستانها و روایتها از من هست؟
هوش مصنوعی: شخص میتواند از لذت گوش دادن به یک آواز یا زمزمهای بگذرد، زیرا برای سرودن چندین هزار شعر، نیازی به آن احساس ندارد.
هوش مصنوعی: ما در زندگی با تجربیات مختلف، چه خوب و چه بد، روبرو هستیم. این شرایط به خودی خود معنادار است و نیازی به جنجال و هیاهو برای توجیه آن نداریم.
هوش مصنوعی: وقتی تو لبخند میزنی، محبت و شوق در وجودم جاری میشود. دیگر نیازی به دزدیدن بوسه از لبهای تو نیست.
هوش مصنوعی: در آتش و در تلاطم احساساتم به سر میبرم، به من نگاه کن. برای فهمیدن غمهای من نیازی به توضیح بیشتر نیست.
هوش مصنوعی: کاری کن که نظر دیگران به تو مثبت باشد و تو را محترم بشمارند، چرا که نبودن نیاز به برتر شدن بر خود، هنگامی که دیگران تو را بزرگ و محترم میشناسند، بیفایده است؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که خواب و خوابآلودگی باعث نمیشود که او از زیبایی محبوبش غافل شود. به عبارت دیگر، حضور دلانگیز محبوب آنقدر قوی است که حتی در حالت خواب، خیال او از ذهن شاعر دور نمیشود و به این ترتیب، نیاز به خواب را بیمعنا میسازد.
هوش مصنوعی: غالباً طوفانهای سخت و دشوار، امید و آرزوها را از بین میبرند. پس در این شرایط، نیاز به چیدن امید و رویاها وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.