ساخت ز راستی به غیر ترک فسونگری گرفت
زهره به طالع عدو شیوه مشتری گرفت
شه به گدا کجا رسد زان که چو فتنه روی داد
خاتم دست دیو برد کشور دل پری گرفت
ترک مرا ز گیر و دار شغل غرض بود نه سود
فربه اگر نیافت صید خرده به لاغری گرفت
آمد و از ره غرور بوسه به خلوتم نداد
رفت و در انجمن ز غیر مزد نواگری گرفت
ای که دلت ز غصه سوخت شکوه نه در خور وفاست
ور سزد آن که سرکنی گیر که سرسری گرفت
جاده شناس کوی خصم بودم و دوست راه جوی
منکر ذوق همرهی خرده به رهبری گرفت
مستی مرغ صبحدم بر رخ گل به بوی تست
هرزه ز شرم باغبان جبهه گل تری گرفت
رای زدم که بار غم هم به رقم ز دل رود
نامه چو بستمش به بال مرغ سبکپری گرفت
غالب اگر به بزم شعر دیر رسید دور نیست
کش به فراق حسرتی دل ز سخنوری گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از فراز و نشیبهای عشق و غم سخن میگوید. او بیان میکند که چگونه سختیها و فریبهایی که در روابط عاشقانه وجود دارد، بر روح و دل انسان تأثیر میگذارد. به تصویر کشیدن دیویی که مظهر مشکلات و دشمنیهاست و همچنین احساس گمراهی و بیثمری در عشق و دوستی، از جمله موضوعات اصلی شعر است. شاعر از تمایز میان عشق حقیقی و فریبهای ظاهری صحبت میکند و در نهایت به احساس نرسیدن به عشق و حسرتی که از این تجربه به جا میماند، اشاره دارد. در این راستا، داشتن آگاهی نسبت به دوستان و دشمنان و برخورد با احساسات به شیوهای عمیق و فلسفی مطرح میشود.
هوش مصنوعی: زیبایی و حقیقت به طور طبیعی از بین نرود و تحت تأثیر فریبندگیها قرار نگیرد. به جای آن، زیبایی با نیرنگی که از دشمن ناشی میشود، خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: شاه نمیتواند به گدای خود برسد، زیرا زمانی که فتنه به وجود میآید، مروارید عشق از دست شیطان میافتد و دل پریشان میشود.
هوش مصنوعی: من را از بند و نقش این کار رها کن، زیرا هدف فقط به دست آوردن چیزی بود و نه سود واقعی. اگر شکار چرب و نرم به دست نیامد، به دنبال شکار ضعیفتر رفتم.
هوش مصنوعی: او با غرور به خلوتم نزدیک شد و بوسهای به من نداد، سپس رفت و در جمع دیگران بدون هیچ پاداشی به نواختن پرداخت.
هوش مصنوعی: ای کسی که دلت از غم سوخته، ناله و شکایت کردن در شان تو نیست. اگر لازم باشد، سر را بالا کن و به مشکلات توجه کن، چرا که باید با دقت و جدیت به مسائل پرداخته شود.
هوش مصنوعی: من در جادههای دشمن را شناختم و دوست را در پی خود پیدا کردم، اما از لذت همراهی با او چیزی نفهمیدم و در رهبری به مسائل جزئی انتقاد کردم.
هوش مصنوعی: مستی پرندهای که صبح زود میخواند، بر چهرهی گل به خاطر بوی تو است. باغبان، از شرم، با گلهای خیس خود را میپوشاند.
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که بار غم را بر روی کاغذ بنویسم و نامهای را آماده کردم. وقتی این نامه را به پرندهای سبکپر دادم تا ببرد، احساس کردم که غمهایم از دل دور میشوند.
هوش مصنوعی: اگر غالب با تأخیر به مهمانی شعر بیاید، بعید نیست که به خاطر دوری و جدایی احساس حسرت کند و دلش از این موضوع دچار اندوه شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.