شمارهٔ ۵۰ - در مقام ضرب باهالی تبریز به قائممقام بزرگ از قول ولیعهد نوشته
خدایا راست گویم فتنه از تست
ولی از ترس نتوانم چغیدن
لب و دندان ترکان ختا را
به این خوبی نبایست آفریدن
که از دست لب و دندان ایشان
به دندان دست و لب باید گزیدن
میفرمایند پلوهای قند و ماش و قدح های افشره و آش شماست که حضرات را هار کرده است. اسب عربی بی اندازه جو نمیخورد و اخته قزاقی اگر ده من یکجا جو بخورد بدمستی نمیکند، خلاف یابوهای دو دورغه که تا قدری جو زیاد دید و در قوروق بیمانع چرید، اول دندان و لگد به مِهتَری که تیمارش میکند میزند.
ای گُلبُن تازه خارِ جورَت اول بر پای باغبان رفت. از تاریخی که شیخالاسلام تبریز در فتنهٔ مغول، صَلاح مسلمین را در اِستِسلام دید تا امروز، چه در عهد جهانشاهی و مظفّری، چه سلاطین صفوی چه نادرشاهی و کریم خانی، چه در حکومت دنبلی و احمد خان؛ هرگز علمای تبریز این احترام و عزت و اعتبار و مطاعیت نداشتند، تا در این عهد از دولت ما و عنایت ماست که عَلَم کبریا به اوج سماء افراشته اند.
سزای آن نیکی این بدی است. امروز که ما در برابر سپاه مخالف نشستهایم و مایملک خود را بی محافظ خارجی به اعتماد ایل تبریز گذاشته، در شهر پایتخت ما آشوب و فتنه بکنند و دکان و بازار را ببندند و سید حمزه دباغمیشه بروند و شهرت این حرکت را مرزویج در مُلک روس و صفی خان در آستان همایون و دیگران در مُلک روم بدهند. روی ایل تبریز سفید. اگر فتحعلیخان عرضه داشت و کدخدایان آدم بودند با این که مثل میرزامهدی آدمی در پهلوی آنهاست فتّاح غِیرعَلیم چه جرئت و قدرت داشت که مصدر این حرکات شود؟ فرمودند اگر حضرات از آش و پلو سیر نشوند بجا؛ اما شما را چه افتاده است که از زهد ریائی و فهم ملائی سیر نمیشوید؟
کتاب جهاد نوشته شد، نبوت خاصه باثبات رسید، قیل و قال مدرسه حالا دیگر بس است. یک چند نیز خدمت معشوق و مِی کنید. اگر صد یک آنچه با اهل صَلاح، حرف جهاد زدید، با اهل سِلاح صرف جهاد شده بود، کافری نمیماند که مجاهدی لازم باشد.
باری؛ بعد از این سفرهٔ جمعه و پنجشنبه را وقف اعیان شهر و کدخدایان محلات و نجبای قابل و رؤسای عاقل بکنید. سفرهٔ زرق و حیل را برچینید، سکه قلب و دغل بشناسید.
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
تا حال هر چه از این وَرَق خواندیم و بر این نَسَق راندیم سود و بهبودی ظاهر نگشت، بل که این ها که همه میشود از نتایج نمازهای روز جمعه و نیازهای شب جمعه ما و شماست.
مِنْبَعد بساط کهنه برچینید و طرح نو براندازید. با اهل آن شهر معاشرت کنید و مربوط شوید، دعوت و صحبت نمایید؛ از جوانان قابل و پیران کامل آنها چند نفری که بکار خدمت آیند انتخاب کنید و هزاریک آنچه صرف این طایفه شد مصروف آنها دارید و ریگ این جماعت را دور بیندازید. مثل سایر ممالک محوسه باشید، نه اذیت و اضرار، نه دخالت و اقتدار.
عالیجاه میرزا مهدی در حقیقت یکی از اُمنای دولت و محارم حضرت ما است، دخلی به آن دار و دسته ندارد. آب و گِل و جان ودل او در هوای ما و رضای ماست.
و لا یستوی البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج
اگرچه هم اسم آنهاست بحمدالله هم رسم نیست؛ به دانش از آنها ملاتر است و به خدمت بالاتر. مؤانست شماها مجانست آنها را از پیش در کرده با اُمناء محارم ما مجالس است و با التفات و مکارم ما مؤانس.
گرچه از طبعاند هر دو، بِه بُوَد شادی ز غم
ورچه از چوبَند هر دو، بِه بُوَد مِنبَر ز دار
اگر صحبت ارباب کمال را طالب باشید مثل جناب حاجی فاضلی و حاجی عبدالرزاق بیک ادیب کاملی در آن شهر است پرکار و کم خوراک و موافق عقل و معاش و امساک العیاذ بالله گُودهٔ مُلّا که لوده خداست و هر قدر هل امتلات بگوئید هل من مزید میگویند. مثل یابوهای پرخور کم دو؛ آفَت کاه و غارت جو. قربان اَفَندهای رومی و پادری های فرهنگی بروند، نه آن علم و فضیلت داشتند که جواب پادری بنویسند، نه این غیرت و حمیت را دارند که مثل اَفَندی های روم، درِ مسجد و راهِ گلدسته را بر امام و مؤذن ببندند. خلق را هم چنانکه بالفعل رویبهروی ما راندهاند بحفظ ملک و حراست دین خودشان بخوانند.
ماشاءالله وقتی که پنجه دلیری میگشایند تیغی که امروز بر روی سپاه عثمانی باید کشید به میرزا امین اصفهانی میکشند، شکار خانگی و شعار دیوانگی را اعتقاد دارند.
باری حالا که باین شدت دلاور و دلیر و صاحب گرز و شمشیرند قدم رنجه کنند و با یاغی پنجه کنند و رقم مبارک در این باب بافتخار شما صادر است و شما در هر باب مختار و قادر.
والسلام علی من اتبع الهدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به مشکلات و فتنهها در جامعه اشاره میکند و از ترس عدم توانایی در بیان حقیقت سخن میگوید. او لب و دندان زیبا را نشانهای از زیباییهای دنیا میداند که ممکن است انسان را به مصیبت بکشد. سپس به تحولات تاریخی و وضعیت علمای تبریز میپردازد و میگوید که در دورانهای مختلف، علمای تبریز هیچگاه به این اندازه از اعتبار و قدرت نرسیدند.
شاعر تأکید میکند که وضعیت کنونی نشاندهنده نیکی و بدیهای جامعه است و ضعف در وحدت و اتحاد را به بروز فتنهها نسبت میدهد. او از علمای شهر میخواهد که به جای زهد ریایی و فتواهای بدون عمل، به جهاد واقعی بپردازند و در خدمت به مردم و اصلاح جامعه تلاش کنند.
در نهایت، شاعر تشویق میکند که به جوانان و افراد کارآمد توجه شود و سفرههای پُرجمعیت قدیم برچیده شود و افکار نو و سازنده جایگزین آنها گردد. او به همدلی و همکاری با شخصیتهای علمی و فرهنگی اشاره میکند و بر لزوم حفظ دین و مملکت تأکید مینماید.
هوش مصنوعی: خدایا، به راستی میگویم که مشکل از توست، اما به خاطر ترس نمیتوانم این را اعلام کنم.
هوش مصنوعی: لب و دندانهای ترکها باید به این زیبایی خلق نمیشدند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای محافظت از خود و جلوگیری از آسیبهای احتمالی، باید به زبان و رفتار دیگران توجه کرد و در مواقع لازم، خود را ملاحظه کنید تا از مشکلات و ناراحتیها دور بمانید.
هوش مصنوعی: میگویند برنجهایی که با قند و ماش تهیه شده و نیز نوشیدنیهای خوشمزه و آشهای مختلف، این افراد را به طرب و شوق آورده است. اسب عرب به میزان زیادی جودانه نمیخورد و اسب قزاق هم اگر ده من جودانه یکجا بخورد، مست نمیشود؛ برعکس از یابوهای دو دورغه که وقتی جودانه زیاد ببیند و به راحتی بچرد، ابتدا دندان و پاهایش را به تماسی که با نگهدارش دارد، میزند.
هوش مصنوعی: ای گل تازه، خار دردسر تو ابتدا بر پای باغبان افتاد. از زمانی که شیخالاسلام تبریز در بحران مغول، صلاح مسلمانان را در تسلیم دید تا به امروز، چه در زمان حکومتهای جهانشاه، مظفری، صفوی، نادرشاه و کریمخان، چه در دوران حکومت دنبلی و احمد خان؛ هرگز علما در تبریز اینقدر احترام و اعتبار نداشتند. اما در این زمان، به برکت دولت و توجه ما، پرچم عظمت به اوج آسمان برافراشته شده است.
هوش مصنوعی: پاداش خوبیها نباید بدی باشد. امروز در مقابل لشکر دشمن نشستهایم و اموال خود را بدون محافظت به ایل تبریز سپردهایم. در حالی که در پایتخت ما آشوب و هرجومرج ایجاد میشود، دکانها و بازارها بسته میشوند و افرادی مانند سید حمزه دباغمیشه قصد دارند این حرکت را به دیگران نسبت دهند. ایل تبریز باید مورد اطمینان باشد. اگر فتحعلیخان پیشقدم میشد و مردم درستکاری اطرافش بودند، آیا کسی مانند میرزامهدی میتوانست جرئت کند که شروعکننده این کارها شود؟ فرمودند اگر آقایان از غذاهای معمولی سیر نمیشوند، اشکالی ندارد؛ اما چه شده که از زهد ظاهری و درک دینی سیر نمیشوید؟
هوش مصنوعی: کتاب جهاد نوشته شده و نبوت خاصی به ثبات رسیده است. بحثها و جدلهای مدرسه دیگر به پایان رسیده است. کمی هم به معشوق و زیباییتان بپردازید. اگر به جای صد بار صحبت درباره جهاد با صالحان، تنها با اهل سلاح درباره جهاد صحبت میکردید، هیچ کافری باقی نمیماند که نیازی به مجاهدی داشته باشد.
هوش مصنوعی: بنابراین؛ بعد از این، سفرههای جمعه و پنجشنبه را برای افراد مهم شهر و فرماندهان محلهها و اشخاص برجسته و عاقل اختصاص دهید. سفرههای پر زرق و برق را جمع کنید و به سکههای واقعی و با ارزش توجه کنید.
هوش مصنوعی: نقد کردن رفتار صوفیها همیشه نشانهای از پاکی و بیغش بودن آنها نیست. ممکن است برخی از ظواهر مذهبی آنها در واقع نشاندهندهی سطحینگری باشد و در باطن شایستهی تنبیه یا عذاب باشند.
هوش مصنوعی: تا به حال هرچه از این نوشتهها خواندهایم و بر این اساس فکر کردهایم، هیچ گونه نتیجه یا بهبودی نداشته است. بلکه همه اینها نتیجه نمازهای روز جمعه و نیازهایی است که در شب جمعه انجام میدهیم.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه وسایل قدیمی را جمع کردید، فکری نو و طرحی جدید بیندیشید. با مردم آن شهر دوست شوید و رابطه برقرار کنید، آنها را به گفتگو دعوت کنید و درباره مسائل مختلف صحبت کنید. از بین جوانان با استعداد و پیران باتجربه، چند نفر را انتخاب کنید که بتوانند در خدمت شما فعالیت کنند و تمامی منابع صرف این گروه کنید. به حاشیهنشینان و کسانی که مانع شما هستند توجهی نداشته باشید. باید سعی کنید مانند دیگر مناطق عادی باشید و از هیچ گونه آزار، آسیب، دخالت یا قدرتنمایی پرهیز کنید.
هوش مصنوعی: عالیجاه میرزا مهدی در واقع یکی از افراد مورد اعتماد دولت و نزدیکان حضرت ماست و ارتباطی با آن گروه ندارد. وجود و روح و جان او برای ما و در راه رضایت ماست.
هوش مصنوعی: و دو دریا یکسان نیستند؛ این یکی شیرین و گواراست و نوشیدنش آسان است، در حالی که آن دیگری شور و تلخ است.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نام آنها همواره در یادهاست ولی رسم و شیوهای برایشان وجود ندارد؛ اما دانش آنها بیشتر از ماست و خدمات آنها هم بالاتر است. ارتباط شما با آنها، که از گذشتهها در دل آنان جا دارد، با دوستان و نزدیکان ما در مجالس ماست و با توجه به خوبیها و ارزشهای ما، ارتباطی نزدیک دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه هر دو از طبیعتی متفاوت هستند، اما شادی بهتر از غم است. و اگرچه هر دو از چوب ساخته شدهاند، ولی منبر از دار بهتر است.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال صحبتهای ارباب کمال هستید، باید بدانید که در آن شهر، افراد برجستهای مانند حاجی فاضلی و حاجی عبدالرزاق بیک وجود دارند که کاملاً باهوش، کمخوراک و با تدبیر هستند. این افراد موافق با عقل و معاش اجتماعی هستند و در عین حال احتیاط میکنند. آنها به هیچ وجه از مسائل دینی و اجتماعی غافل نمیشوند و هرگز از کمک به دیگران دریغ نمیکنند. مانند برخی دیگر که ممکن است فقط به فکر خود باشند و تغذیه نادرستی داشته باشند. علاوه بر این، این افراد نه تنها علم و فضیلت دارند، بلکه شجاعت و غیرت هم از خود نشان میدهند. آنها تلاش میکنند تا بهدنبال حفظ امنیت و دین خود باشند و دیگران را نیز به این کار تشویق کنند.
هوش مصنوعی: ماشاءالله، وقتی که پنجه دلیرانهای به کار میرود، تیغی که باید امروز بر روی سپاه عثمانی کشیده شود، بر روی میرزا امین اصفهانی میکشند. آنها به شکار خانگی و شعارهای دیوانگی اعتقاد دارند.
هوش مصنوعی: حالا که این افراد به این اندازه شجاع و دلیر و صاحب سلاح هستند، میتوانند اقدام کرده و با یاغیها مبارزه کنند. همچنین، در این مورد، تصمیم نهایی با افتخار شماست و شما در هر زمینهای آزاد و توانمند هستید.
هوش مصنوعی: سلام بر کسانی که راه هدایت را دنبال میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.