هر چند شعر خوبی نیست، اما:
به من یک روزه هجرانت نه آن کرد
که در صد سال شرح آن تواند کرد
بر خدا ظاهر است که هر وقت که یکروز بگذرد و شما را نبینم چنان بنظرم میآید که یک سال است ندیده ام. دردی فراوان دارم و نه هم درد دارم نه هم زبان.
هر که او از هم زبانی شد جدا
بی نوا شد گرچه دارد صد نوا
چند روز بود که از مراغه و ارومی و ایروان و تبریز الی اردبیل و خلخال و شقاقی آدم وکاغذ متعدد متواتر آمده بود، بعضی برای ادای محاسباتی که من در میان بوده ام و حالا در میان است و مشکلات میافتد که چون خود غایبم باید بالمکانبه حل و بدلیل و برهان حالی کنم و بندگان خدا را بفضل خدا از دام بلا برهانم و بعضی برای اظهار حقوق و عرض وفاداری.
باری چون این روزها سلام مستمر و اعتکاف در خانه و اینلاف سالار فرصتی نمیداد امروز که روز حرکت و یوم فترت بود غنیمت شمردم و از دیشب که میرزا مهدی رفته تا حال نه خواب کرده ام نه خوراک و نه با احدی متکلم شده ام و بر وجه استمرار بافراد حساب و مفرده و مستهلک و باقی و فاضل صحبت میدارم.
ادعی باسماء نبذا فی قبائلها
کان اسماء اضحت بعض اسمائی
سبحان الله از تمثیل باین بیت خواهید دانست که چه قدرها فناء فی الفرد شده ام و چه در نظر داشته ام و چه مثل آورده ام؟ مجملا بالفعل که نشسته ام خودم را میرزا علی و میرزا مقیم سهل است شمس میبینم و مستغرق بحر حسابم و در موج میزان و برآورد و تقسیم و توزیع لطمه میخورم و هم دستی ندارم وحده لاشریک له هستم و از شما لازم است که درین تنهائی و بی مددی امداد و اعانتی بمن شود لهذا یک کاغذ عربی که امروز از سرخای خان لکزی بمن رسیده است دست شما را میبوسد که جواب کنید، کاغذ را خدمت فرستادم و باعتقاد من خیلکی خوب نوشته تا میزان نظر شما چه حکم کند؟
عینک سرکار را فردا عصر ان شاءالله تعالی صحیحا سالماً بخدمت خواهم فرستاد و امروز کاغذ رسید که مرزویج آمده و میرزا صالح بتبریز رسیده و عینک های شما و آقا میرزا بابا و چای محمد صاق خان و امین ان شاءالله زود خواهد رسید و امروز عصر باید بنگارستان بروم بل که رقم های فراهان را صادر کنم. کاش فردا شما فرصت داشتید و مرا از کوفت و کسالت دیشب و امروز برمی آوردید.
والسلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عواطف شدید خود در غیبت عزیزش سخن میگوید و میگوید که غیبت یک روز او برایش معادل صد سال میگذرد. او نه تنها از درد ناشی از دوری رنج میبرد، بلکه درگیر مسائل اداری و نامهنگاری نیز هست. شاعری که در این متن اشاره شده، در وضعیتی از تنهایی و بیکمکی قرار دارد و به نظر میرسد دچار خستگی و کسالت شده است. او از کسی میخواهد که در این شرایط به او کمک کند و برایش نامهای به شخصی دیگر نوشته تا پاسخ آن را دریافت کند. در پایان، شاعر به ارسال عینکهایی اشاره میکند که قرار است به او برگردانده شود و از دیگران میخواهد که در آینده به او سر بزنند تا حال و احوالش بهتر شود.
هوش مصنوعی: شاید این شعر چندان خوب نباشد، اما:
هوش مصنوعی: خلاصهای از احساست و دشواریهای جداییات را نمیتوان در یک عمر شرح داد، چرا که شدت آن تنها در یک روز متوجه میشوم.
هوش مصنوعی: کاملاً از خدا معلوم است که هر بار که یک روز میگذرد و شما را نمیبینم، برای من انگار یک سال گذشته است که ندیدهام. درد زیادی در درونم دارم و نه کسی را دارم که دردهایم را با او در میان بگذارم و نه زبانی برای بیان احساساتم.
هوش مصنوعی: هر کس که از همزبانی و همدلی با دیگران جدا شود، به غم و اندوه دچار میشود، حتی اگر صدای زیبایی داشته باشد.
هوش مصنوعی: چند روزی میشود که از مراغه، ارومیه، ایروان و تبریز به اردبیل، خلخال و شقاقی افرادی با کاغذها و نامههای متعدد آمدهاند. برخی از آنها برای انجام حساب و کتابهایی که در آنها دخالت داشتهام و حالا نیز در حال انجام است، و مشکلاتی پیش میآید که چون خودم غایب هستم، باید به نحو مناسبی آنها را حل کنم و به کمک دلایل و برهانها، بندگان خدا را با لطف خدا از مشکلات نجات دهم. برخی دیگر نیز برای بیان حقوق و ابراز وفاداری آمدهاند.
هوش مصنوعی: این روزها به خاطر سلام مداوم و نشستن در خانه، فرصتی برای عمیقتر فکر کردن نداشتم. امروز که روزی برای حرکت و استراحت بود، تصمیم گرفتم از این زمان استفاده کنم. از وقتی که میرزا مهدی رفته، نه خوابیدهام و نه غذایی خوردهام و نه با هیچکس صحبت کردهام. در این مدت به صورت مداوم درباره افراد و ویژگیهای آنها فکر میکنم و در مورد حساب و لحاظ آنها تأمل میکنم.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای آن است که برخی نامها و عناوین که در قبائل و گروهها به کار میروند، اکنون به شکلی تغییر کرده و به نامهای دیگر تبدیل شدهاند. به عبارت دیگر، نامها و صفات افراد یا گروهها ممکن است به مرور زمان تغییر کنند و معنای جدیدی پیدا کنند.
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به تفکرات و دروننگریهای عمیق خود اشاره میکند. او از احساس تنهایی و نیاز به کمک صحبت میکند و به نوعی در بحر تفکر غوطهور است. او خود را در مقام شخصیتهای بزرگ میبیند و در عین حال، از چالشها و موانع موجود در مسیرش رنج میبرد. نویسنده همچنین درخواست میکند که کسی به او کمک کند و یک نامه عربی که به دستش رسیده را به طرف مقابل میسپارد تا بر اساس نظر او، پاسخ مناسب را دریافت کند.
هوش مصنوعی: من عینک سرکار را فردا عصر با سلامت و درست به خدمت شما میفرستم. امروز خبری دریافت کردم که مرزویج آمده و میرزا صالح به تبریز رسیده است. عینکهای شما و آقا میرزا بابا و چای محمد صاق خان و امین ان شاءالله به زودی میرسد. امروز عصر باید به دفتری بروم تا ارقام فراهان را صادر کنم. کاش فردا شما فرصت داشتید و میتوانستید من را از کسالت و خستگی دیشب و امروز نجات دهید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.