جناب مجدت ونجدت نصاب، جلالت و نبالت انتساب، خالوی اعزامجد عالی تبار آصف الدوله العلیه العالیه بداند که هر چند بعد از مراجعت از هرات خبر درستی از آذربایجان بما نرسیده، اطلاعی کامل نداریم که پس از این قضیه اوضاع آنجا چگونه شد، ولکن افواها مذکور میشود که هنوز عالیجاهان ایشک آقاسی باشی و حکیم باشی بلندن و پطرزپورغ نرفته؛ این خبر که رسیده است الیچی روس بامیرنظام گفته که تا حال محمدحسین خان که روانه بود، از جانب والیعهد دولت قاهره ایران بود؛ حالا که او در میان نیست روانه شدن او برهم خورده، راهی ندارد که برود؛ چرا که حکمی و نامة و فرمانی از شاهنشاه دردست ندارد.
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
اگرچه از جانب ایلچی انگلیس و مستر مکنیل نایب مکتوبا و ملفوظا حرفی در این مواد نشنیده ایم؛ لکن یقین است آنها هم در باب حکیم باشی همینطور سخن ها خواهند گفت و حق دارند چرا که منشا این گفتگوها و واسطه این جواب و سوال ها همان ولیعهد مرحوم مغفور اقامه الله فی دار الخلدو السرور بودند. حالا که اینطور اتفاق افتاد کاغذها و آدم هائی که از جانب او میرفتند جا ندارد که بروند اگر نروند هم موعد کرور میرسد و ایلچیانی که بدتر از محصلین غلاط و شدادند خواهند آمد، پولی در خزانه عامره موجود نیست، اهل ایران هم برای حفظ مملکت یک دینار نمیدهند؛ ولیعهد مرحوم مغفور هم درحیات نیست که فکری و دست و پائی بکند. باز چاره جز این بخاطر ما نمیرسد که آن دو نفر میرفتند با همان کاغذها که داشتند روانه نمائیم و از جانب خود دو کاغذ بدو دولت بنویسیم که والد ما در زمان حیات خود بعضی فقرات بشما در عالم یگانگی اظهار کرده، فلان آدم را فرستاده بود، طولی نکشید که از عالم فانی رحلت کرد؛ شاهنشاه روح العالمین فداه ما را در جای او نصب فرمودند بالفعل بحکم و فرمان همایون شاهنشاهی همه مهمات متعلقه باو با ماست و هیچ تفاوتی حاصل نشده الا آن که یقین داریم شما از راه حسن عهد و کمال حقوق ذاتی امروز که والد ماجد ما از دنیا رفته زیاده در دلجوئی ما و بهمبستگی کار ما اهتمام خواهید کرد؛ همچنان که شاهنشاه ایران روحنا فداه هم بعد از این حادثه زیاده التفات فرمود و بر مراتب عز و جاه و اعتبار ما بهر جهه از جهات درین مملکت افزود و طوری مرحمت و توجه مبذول داشت که هرگز نسبت بولیعهد مرحوم مغفور نفرموده بود. آن جناب چنین تصور نخواهدکرد که ما این فقره را برای اظهار اعتبار خود در فرنگستان خواسته ایم، بل خدا را بشهادت میطلبیم که محض مصلحت دولت قاهره و سد رخنه دشمن دین مرقوم داشتیم. امروز بدو فرمان که مشعر بر توجه نسبت بما بدو ایلچی صادر شود، یا دو نامة مختصر که در باب قضیه ولیعهد مغفور و توجه نسبت بما بدو پادشاه مرقوم گردد؛ امر کلی بفضل خدا از پیش خواهد رفت و بار کرور ان شاءالله از گردن خواهد افتاد و چنین میدانیم که ایلچی ها زیاده از سابق درین کار بکوشند و از سرکار شوکت مدار همایون هم باین واسطه ممنون و خشنود شوند. دیگر امر، امر اشرف همایون شاهنشاه است، هر چه بخاطر الهام ظاهر اقدس اعلی برسد همان عین مصلحت خواهد بود. اگر آن جناب چنین داند که این اظهار هم موهم گمانی خواهد شد که ما خود را درین ضمن ملاحظه کرده ایم مأذون است که هیچ عرض نکند یا اسم ما را بر زبان نیارد، چرا که ما خود را ناقابل تر از آن میدانیم که اسم ما در حضور باهرالنور اشرف اقدس همایون مذکور شود که از ابتدای عمر هرگز هوا و هوسی از خود نداشته ایم، خصوصا بعد از این قضیه که از دنیا و مافی ها سیر شده ایم و از حیات خود دلگیری هستیم و بخدا که فرمایشات مصحوبی لاچین خان و فرمان های مرحمت آمیز همایون شاهنشاهی باعث شد که تا حال راه میرویم؛ والا نه چنان افسرده و پژمرده شده بودیم ک تانفس آخرین بحال توانیم آمد.
آخر سخن این است که ما بنده و برده و ایجاد کرده شاهنشاه روح العالمین فداه هستیم؛ پدری داشتیم از دستمان رفت، دیگر در دنیا هیچ کس را نداریم مگر همان وجود مبارک شاهنشاه که خدای تعالی تا زمان ابد در پناه خود محفوظ بدارد. اگر رأی همایون شاهنشاهی متوجه تربیت ما قرار گیرد بعد از فضل خدا پادشاهان روم و فرنگ و هند هم تمکین بی وجودی قلیل ما خواهند کرد و اگر قابل ندانند و بی ماحصل دانند باز تا زنده ایم از دعاگوئی معزول نخواهیم بود و همین خدمت را بهترین خدمات میدانیم. والسلام
تحریرا فی شهر شعبان ۱۲۴۹
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: نامهای به جناب مجدت ونجدت نصاب جلالت نوشته شده که در آن به اوضاع آذربایجان و وضعیت محمدحسین خان اشاره شده است. به نظر میرسد که بعد از فوت ولیعهد، مسائل و کارها مختل شده و افرادی که باید به مأموریتهای خود برسند، قادر به این کار نیستند. همچنین به مشکلات مالی کشور، عدم توجه از سوی مقامات دیپلماتیک و نبود پشتیبانی از سوی دولت اشاره شده است. در نهایت، نویسنده بر وابستگی و اطاعت خود از شاهنشاه تأکید میکند و خواهان توجه شاه به امور خود و مملکت است. امید دارد که با توجه بیشتر از سوی شاه، مشکلات حل شود و احترام به وجود او در جهان افزایش یابد.
هوش مصنوعی: جناب مجدت ونجدت نصاب، با شخصیت والا و نیکی که دارید، باید بدانید که هرچند پس از بازگشت از هرات اطلاعات دقیقی از آذربایجان به ما نرسیده و از وضعیت آنجا خبر نداریم، اما شایعاتی به گوش میرسد که هنوز شما در مقامهای خود قرار دارید و به اموری مشغول هستید. اخبار حاکی است که الیچی روس به میرنظام گفته که محمدحسین خان که به دستور ولیعهد دولت قاهره ایران در حال حرکت بود، به دلیل غیبت او دیگر نمیتواند به سفر ادامه دهد و راهی برای رفتن ندارد، زیرا حکمی یا نامهای از شاهنشاه در دست ندارد.
هوش مصنوعی: آن کوزه شکسته و محتوایش ریخت.
هوش مصنوعی: اگرچه از جانب نماینده انگلیس و آقای مکنیل چیزی درباره این موضوعات نگفتهاند، اما مطمئناً آنها هم درباره حکیم باشی نظرات مشابهی خواهند داشت و حق دارند، زیرا آغاز این گفتگوها و واسطه این سؤال و جوابها ولیعهد مرحوم بوده است. حال که این وضعیت پیش آمده، افراد و نامههایی که از سوی او میرفتند، دیگر جایی برای رفتن ندارند و اگر نروند به موعد تعیین شده خواهند رسید. نمایندگان جدیدی که حتی بدتر از دانشآموزان بیخود و سختگیر هستند خواهند آمد و خزانه پولی ندارد. مردم ایران هم برای حفظ کشور یک دینار نمیدهند و ولیعهد مرحوم نیز در قید حیات نیست که تدبیری بکند. بنابراین، چارهای جز این نداریم که آن دو نفر بروند و با همین نامهها به مقصد برسند و دو نامه از سوی خودمان به دو دولت بنویسیم که پدر ما در زمان حیاتش نکاتی به شما گفته و فلان شخص را فرستاده بود. او به زودی از دنیا رفت و شاهنشاه ما را به جای او نصب فرمودند. اکنون نیز طبق فرمان شاهنشاهی، همه امور مربوط به ماست و هیچ تفاوتی ایجاد نشده جز اینکه مطمئن هستیم شما به دلیل حسن عهد و رعایت حقوق ما، بیشتر در دلجویی و همکاری با ما اهتمام خواهید کرد. همچنین، شاهنشاه ایران نیز بعد از این حادثه توجه بیشتری به ما خواهند داشت و به اعتبار و مقام ما در این جمهوری افزوده خواهد شد. ما این نکته را برای بیان اعتبار خود در خارج نخواستهایم، بلکه تنها به خاطر مصلحت دولت و جلوگیری از نفوذ دشمن نوشتهایم. امروز با فرمانی که نشاندهنده توجه به ما باشد یا دو نامه مختصر درباره ولیعهد مرحوم و توجه به ما نوشته شود، امور کلی با کمک خدا پیش خواهد رفت و بار مسئولیت انشاءالله از دوش ما خواهد افتاد. مطمئنیم که نمایندگان بیشتر از قبل برای این کار تلاش خواهند کرد و از جانب ما نیز مورد استقبال قرار خواهند گرفت. در پایان، هر چه که از جانب شاهنشاه صادر شود، همان مصلحت خواهد بود. اگر آن بزرگوار تصور کند که این بیان ممکن است گمانهایی درباره ما ایجاد کند، مجاز است که هیچ چیزی نگفته و نام ما را به زبان نیاورد، چرا که ما خود را کوچکتر از آن میدانیم که ناممان در برابر نور مقدس او ذکر شود. از ابتدا هرگز هوس و آرزویی نداشتهایم، بهویژه پس از این حادثه که از دنیا و مسائل آن دلزده شدهایم و از زندگی خود ناراضی هستیم. تنها فرمایشات و دستورات شاهنشاه انگیزه ما را تا به حال حفظ کرده است؛ وگرنه آشفتگی روحی و ناامیدی ما به حدی است که حتی تا آخرین لحظه هم توان رفتن نداریم.
هوش مصنوعی: ما خدمتگزاران و وابستگان شاهنشاه روحالعالمین هستیم و تنها به او دلخوشیم. پدری داشتیم که از دست رفت و اکنون هیچکس نداریم جز وجود مبارک شاهنشاه که خداوند او را تا ابد در پناه خود نگه دارد. اگر شاهنشاه به تربیت ما توجه کنند، پادشاهان دیگر کشورهای بزرگ نیز به ما احترام خواهند گذاشت. حتی اگر ارزش ما را ندانند، باز هم تا زندهایم برای آنها دعا میکنیم و خدمت به ایشان را بزرگترین خدمت میدانیم. والسلام.
هوش مصنوعی: این متن در ماه شعبان سال ۱۲۴۹ نوشته شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.