سر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهادهایم
پیش زور پنجهات ما خستگان افتادهایم
عفو فرمائی بفرما، تیغ میرانی بران
حُکم از آن تو و ما دل در رضایت دادهایم
مدّعی پیرایه بر ما هرچه خواهد گو ببند
نیست ما را غم ز هر پیرایهای، آزادهایم
خواب میبینم خیالش یا که در بیداری است
او چو گُل بنشسته وچون سرو ما اِستادهایم
دوش درِ خاطر به روی درد وغم بربستهایم
زین درِعیش و طَرب که امروز ما بُگشادهایم
قوتِ جان، یاقوت لعل آبدارش میدهد
گاه از آن مستیم و گه مست عتیق بادهایم
با بهشت و دوزخ و حور و قُصورم کار نیست
ما اسیر بُتِ شنگول و شوخ و سادهایم
حائری گرعاشق سرمستِ یاری بازگو
سر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهادهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.