دست طلب ز دامن مردان ره مگیر
در تنگنای جسم، مکن روحی را اسیر
گر وعده به خواب دهندت، مرو بخواب
بیدارِ کار باش که اَللّطیف کالبَشیر
اِبشر بما یُبشّرک الشیخ فی المنام
اکرم بما یقول به ذلک الخبیر
کامت روا ز وعدۀ اِمداد و جودِ شیخ
بختت جوان زمژدۀ تایید فیض پیر
تا دست میرسد ز سر مِهر رو متاب
تا جان بود زکوی وفا پای دل مگیر
سهل است بارِ جور رقیب از برای دوست
گلچین را تحمّل خار است ناگزیر
با حائری بگوی اگر رهروی به صدق
دست طلب ز دامن مردان ره مگیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.