گنجور

 
فروغی بسطامی
 

گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمده‌ای

پس چرا بر سر ایشان به درنگ آمده‌ای

خانه پرداخته‌ام تا تو ز جا خاسته‌ای

سپر انداخته‌ام تا تو به جنگ آمده‌ای

پنجهٔ عشق قوی پنجه نبرد است گهی

مگر آن حوصله‌ای کش تو به چنگ آمده‌ای

گوهر مقصد صاحب نظرانی لیکن

در دم افعی و در کام نهنگ آمده‌ای

اشک رنگین بسی از دیده فشاند ابر بهار

تا تو ای شاخ گل تازه به رنگ آمده‌ای

کافران را رسد ار خون مسلمان ریزند

تا تو زیبا صنم از شهر فرنگ آمده‌ای

آخر از ناله به جایی نرسیدی ای دل

همه جا شیشه صفت بر سر سنگ آمده‌ای

پی به منزل مقصود نخواهی بردن

تو که در بادیه با مرکب لنگ آمده‌ای

کی توان نام تو را برد فروغی در عشق

کز سر کوی بتان زنده به ننگ آمده‌ای

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

قرار شاعرانه در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ نوشته:

در بیت یکی به آخر مانده ،پی به سرمنزل مقصود نخواهی بردن صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.