هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمت
تا نظرم باز شد در همه جا دیدمت
سینه برافروختم، خانه فروسوختم
دیده به خود دوختم، عین خدا دیدمت
دل چو نهادم به مرگ، عمر ابد دادیام
خو چو گرفتم به درد، محض دوا دیدمت
ز آتش لب تشنگی رفت چو خاکم به باد
خضر مسیحا نفس، آب بقا دیدمت
از خط عنبرفروش مردفکن خواندمت
وز لب پیمانهنوش هوش ربا دیدمت
بندهٔ عاصی منم خواجه مشفق تویی
زان که به مزد خطا، گرم عطا دیدمت
چشم فروغی ندید چون تو غزالی که من
هم به دیار ختن هم به ختا دیدمت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تماشا و دیدن معشوقهاش میپردازد و در دنیای معنوی و حساسی که از حرم تا دیر را شامل میشود، او را در همهجا مشاهده میکند. حسرت و عشق او به معشوق موجب برافروختگی در دل و سینهاش شده و او را به یاد خدا میاندازد. شاعر از درد و رنج عشق سخن میگوید و از قدرت معشوق در بخشش و عطا صحبت میکند، بهطوریکه به رغم خطاهایش، از او مهربانی میبیند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که به معشوق در مکانهای مختلفی و به اشکال گوناگون برخورد کرده است و زیبایی او را به غزال تشبیه میکند.
هوش مصنوعی: در هنگام تاریکی و در مکانهای مختلف، هم در معابد مذهبی (حرم) و هم در میخانهها (دیر)، تو را دیدم. وقتی که دوباره به خودم آمدم، متوجه شدم که تو در همه جا حضور داری.
هوش مصنوعی: سینهام را پر از آتش کردم و جانم را زیر و رو نمودم، چشمانم را به خودم دوختم و تو را به عنوان جلوه خداوند مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حالتی میپردازد که شاعر، با فدای دلش به عشق و مرگ، عمر جاودانهای را طلب کرده است. او در عین سختی و درد، تنها به خاطر عشق و زیبایی محبوب، آن را علاج میبیند. در واقع، شاعر در مییابد که درد و رنجش به خاطر محبوبش به نوعی درمان و نجات تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: از شدت عطش و تشنگی به حدی ضعیف و نابود شدهام که مانند خاکی هستم که در باد پراکنده میشود. در این حال، با دیدن خضر (نماد حیات و آب) و مسیحا (نماد نجاتدهنده) به یاد آب جاودانی افتادم.
هوش مصنوعی: از بوی خوش عطر که از دست فروش عطر به نام عنبر به مشام میرسید، تو را خواندم و همچنین از لب کسی که از پیمانه مینوشید و دلربا بود، تو را دیدم.
هوش مصنوعی: من بندهای نافرمان و گناهکار هستم، ولی تو ای خواجه، بسیار مهربان و بخشندهای. دلیلش این است که به خاطر گناهانم، تو را در حال بخشش و عطا دیدم.
هوش مصنوعی: فروغی، شاعر، کسی را که در زیبایی شبیه غزال است و او را در دو مکان مختلف (دیار ختن و ختا) دیده، معرفی میکند و میگوید هیچ چشمی او را مانند تو ندیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.