گنجور

شمارهٔ ۸۷

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

دلم فدای امام زمان شد و جان نیز

ببین که آتش شوق امام چون شد تیز

فدای دوستی اهلبیت پیغمبر

هزار ساله عبادت به تقوی و پرهیز

غلام آن حضراتم که رهنما بودند

نه آن که زد به ضلال و عمی ره خود نیز

اگر امیر! خلافت نه بر مراد گذشت

تو در مقام رضا باش و از قضا بگریز

مرا اگرچه گنه بی‏حد است و طاعت کم

ولی ولای ولیّ خداست دستاویز

قسیم جنت و نار است مقتدای جهان

نه آن که آتش دوزخ برای او شد تیز

محبت نبی و آل او به گور برم

به آن ز دل ببرم حول روز رستاخیز

نقاب و پرده ندارد امام ما ای فیض

تو خود حجاب خودی از هوای خود برخیز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی