ای بت خوش لقا بیا چشم نزار من به بین
کلبهٔ من دمی درا ناله زار من به بین
خون چکدم ز دیدها بر رخ زرد جا بجا
سوی من آ بعزم سیر نقش و نگار من به بین
شد همگی ز غصه خون از ره دیده شد برون
غرقه بخون دل شدم جیب و کنار من به بین
عشق ز دیده برد خواب از دل و جان گرفت تاب
در جگرم نماند آب رونق کار من به بین
داغ غم تو میبرم بر سر تربتم بیا
شعله داغ غم نگر شمع مرا ز من به بین
فیض چو شکوه میکند با دل او چه کردهٔ
آینه کن ز کار خود صورت کار من به بین
هیچ وفا نمیکند غیر جفا نمیکند
روی بما نمیکند لطف نگار من به بین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوبش میگوید که به دیدار او بیاید و حال زار او را ببیند. او از رنج و درد عشق صحبت میکند و بیان میکند که چشمانش از اشک پر شده و دلش به شدت غمگین است. شاعر همچنین به عاطفه درونی خود اشاره میکند و میگوید که غم محبوبش بر روح و جان او تأثیر گذاشته و او را بیخواب کرده است. او با اشاره به داغ غم، از محبوبش میخواهد که به او سر بزند و وضعیت دردناک خود را به او نشان دهد. در انتها، شاعر به عدم وفای معشوق اشاره میکند و از فقدان محبت او شکایت میکند.
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، لطفاً به من نگاه کن و به کلبهٔ سادهام سری بزن. لحظهای از درد دل و نالهٔ من باخبر شو.
هوش مصنوعی: از چشمانم خون میریزد و بر چهرهام که زرد شده، جا به جا میشود. به سمت من بیا و با تماشا کردن نقوش و طراحیهای من، به من بپرداز.
هوش مصنوعی: همه از غم و اندوه آنقدر گریه کردند که اشکهایشان مانند خون از چشمانشان سرازیر شد. من نیز از غم دل خود غرق در خون هستم و حالتی ندارم، به اطرافم نگاه کن.
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که خواب از چشمانم برباید و آرامش از دل و جانم بگریزد. حالا در وجود من هیچ چیزی از شوق و نشاط باقی نمانده و وضعیت کار و زندگیام به شدت خراب شده است.
هوش مصنوعی: من غم تو را با خود بر سر مزارم میآورم، بیا و ببین که چگونه شعلههای درد من، مثل شمع، در حال سوختن است. از من بگذر و آن را تماشا کن.
هوش مصنوعی: وقتی که نعمت و زیبایی فاش و درخشان میشود، با دل او چه کردهاند؟ ای آینه، از کار خود به من نشان بده که چه حالتی دارم.
هوش مصنوعی: هیچ کس به جز او به ما وفا نمیکند و او نیز فقط با ظلم و ستم رفتار میکند. زیبایی او هیچ لطفی به ما نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قدرشناس شاخ گل، قامت یار من ببین
پنجه لاله دیده ای، دست نگار من ببین
همچو گل از فراق او، تاخته بر سرم خزان
بوی پیادگی شنو، رنگ سوار من ببین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.