همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
بکمینگه وصالت همه انتظار بودم
بفغان گهی و گاهی بطرب ترانه کردم
که مگر تو رحم آری همه نغمهٔ سرودم
بخیال من که هر دم بره تو میدهم جان
بگمان تو که هرگز بتو آشنا نبودم
دل و جان و دین و دنیا خرد و صلاح و تقوی
بره تو رفته رفته همه رفت هر چه بودم
چکنم دلم نخواهد ز جهان به جز تو یاری
بیکان یکان نشستم همه را بیازمودم
نرود ز آینه دل سبحات عکس رویت
که بصیقل جمالت دل تیره را زدودم
چو حدیث جانفزایت نشنید گوش جانم
چو تو دلبری ندیدم همه را بخود نمودم
شب فرقت تو آمد بدلم هزار عقده
بتو چشم چون گشودم همه عقدها گشودم
دل فیض بیخودانه بهوای تست در رقص
که تو شمع و من بگرد سر تو مثال دودم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر عشق عمیق و فراق شاعر از یار خود است. شاعر تمام زندگیاش را صرف انتظار و عشق به یار کرده و حتی در سختیها و غمها نیز یاد او را زنده نگه داشته است. او هر لحظه جانش را فدای عشق میکند و هیچ چیز دیگری را جز یار نمیخواهد. دل و جانش را به خاطر عشقش رها کرده و با هر یاد یار، درد و آرزوهایش را به نمایش میگذارد. شاعر در این عشق، به قدری غرق شده که لحظهای از تصویر یار در ذهنش دور نمیشود و شادی و اشتیاقش را به رقص و شمعی تشبیه میکند که در اطراف یار میچرخد.
هوش مصنوعی: تمامی عمرم را در انتظار روی تو صرف کردهام و برای رسیدن به وصالت، همه تلاشهایم در گودالی از خاک محصور شده است.
هوش مصنوعی: گاهی با ناله و فریاد و گاهی با صدای خوش و آهنگین آواز میخواندم، امید داشتم که شاید تو به من رحم کنی و به نغمههایم توجه کنی.
هوش مصنوعی: در ذهن من هر لحظه وجود تو را به خاطر میآورم و جانم را به تو میدهم، اما تو گمان میکنی که من هرگز با تو آشنا نبودهام.
هوش مصنوعی: زندگی و همه آنچه داشتم، از دل و جان و ایمان و دنیایم گرفته تا عقل و درستی و پرهیزکاری، به تدریج از من رفته و دیگر چیزی از من باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: دلم نمیخواهد از این دنیا به جز تو کسی را داشته باشم. همه را امتحان کردهام و به جز تو هیچکس را قبول ندارم.
هوش مصنوعی: آینه دل از زیبایی تو خالی نشود، چون من با درخشندگی جمال تو، دل تیرهام را پاک کردم.
هوش مصنوعی: وقتی صحبتهای دلانگیز تو را نشنیدم، گوش جانم به چیزی دیگر attentive نشد و چون تو را ندیدم که دلربا باشی، همه را به خودم نسبت دادم.
هوش مصنوعی: شب جدایی تو فرارسید و دلم پر از دغدغهها و ناراحتیها شد. وقتی به چشمان تو نگریستم، همه آن دردها و پیچیدگیها برطرف شد.
هوش مصنوعی: دل من بیاختیار و به شوق تو است و در حال رقص و شادمانی به دور تو میچرخم، مثل دود که دور شمع میچرخد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.