در عشق دیدم غوغای آتش
زین پس ندادم پروای آتش
کو آشنا شو با عشق آن کو
خواهد به بیند دریای آتش
در آتش عشق هر کس که سوزد
کی باشد او را پروای آتش
دوزخ ندارد بر عاشقان پای
کاین دست عشق است بالای آتش
در عالم عشق من هر دو دیدم
دریای آتش صحرای آتش
اندر سرم من بهر تماشا
بشنو در آنجا هیهای آتش
تا هر که آید جز دوست سوزد
شد این دل فیض مأوای آتش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت از تجربیات عشق و هیجانهای ناشی از آن سخن میگوید. او توصیف میکند که عشق مانند آتشی سوزان است و کسانی که در این آتش میسوزند، دیگر به آن اهمیتی نمیدهند. عشق برای او به گونهای است که هیچ درد و عذابی نمیتواند عاشق را از ادامه مسیرش بازدارد. شاعر همچنین اشاره میکند که در عالم عشق، زیبایی و عمق احساسات به حدی است که هر کس جز عاشق نتواند آن را درک کند و در نهایت دل او به جایی از عشق میرسد.
هوش مصنوعی: در عشق، شور و هیجان آتشین را تجربه کردم، از این به بعد دیگر نخواهم ترسید یا نگران آتش عشق خواهم بود.
هوش مصنوعی: با عشق آشنا شو، زیرا کسی که میخواهد واقعیت را ببیند، در حقیقت دریایی از انرژی و دگرگونی را تجربه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: هر کس که در آتش عشق بسوزد، دیگر برایش مهم نیست که آتش چه بلایی بر سرش میآورد.
هوش مصنوعی: دوزخ برای عاشقان وجود ندارد، زیرا عشق در واقع مانند دستی است که آنها را از آتش نجات میدهد.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، من هر دو را تجربه کردم: هم دریای آتش و هم صحرای آتش.
هوش مصنوعی: در درونم برای تماشا و مشاهده، صدای دلخراش آتش را بشنو.
هوش مصنوعی: این دل به قدری داغ و بیقرار است که اگر کسی جز دوست به آن نزدیک شود، میسوزد و در آتش اشتیاق میسوزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا در رخت دید سیمای آتش
شد این دل من مأوای آتش
از عشق نامی من میشنیدم
کی دیده بودم در پای آتش
از رشک رویت وز رشک خویت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.