هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
هر که جد و جهد ورزد عاقبت مقصد بجوید
که با تو آشنا شد از جهان بیگانه گردد
ترک خان ومان بگوید دست از جان هم بشوید
هر که او روی تو بیند بر تو کی غیری گزیند
جز حدیث تو نگوید جز وصال تو نجوید
هر که ذوقی از تو دارد یا که بوئی از تو یابد
مل نخواهد گل نخواهد مل ننوشد گل نبوید
هر که رو سوی تو دارد سوی دیگر رو نیارد
هر کرا شادی میسر کی خورد غم یا بموید
ذوق ذکرت هر که دارد ذکر غیرش کی گوارد
کام شیرین از حدیثت حرف دیگر کی بگوید
فیض دارد با تو سری زانسبب پیوسته بیخود
جز حدیث تو نگوید غیر راه تو نپوید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره عشق و پیوند عمیقی است که انسان با محبوب خود برقرار میکند. هر کسی که به دنبال عشق باشد، از عشق خود سر برمیآورد و با تلاش و کوشش به مقصد خود میرسد. عشق و محبت باعث میشود که فرد از امور غیرعاشقانه و دنیاوی فاصله بگیرد و تنها به یاد محبوب خود باشد. کسی که به چهره محبوب خیره شود، هیچ گزینه دیگری را انتخاب نمیکند و تنها شوق وصال او را در دل دارد. همچنین، کسی که از عشق و یاد محبوب برخوردار است، به هیچ چیز جز عشق او نیازی ندارد و حاضر نیست به غم و اندوه فکر کند. در نهایت، این عشق باعث میشود که فرد تنها به یاد محبوب باشد و به مسیر عشق ادامه دهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی عشق باشد، از عشق خود بهرهمند میشود. و هر کسی که تلاش و کوشش کند، در نهایت به هدفی که میجوید میرسد.
هوش مصنوعی: کسی که با تو آشنا شود، از دنیای بیگانه دور میشود و حتی از خانه و کاشانهاش دست میکشد و جانش را به خاطر تو فدای میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که چهره تو را ببیند، دیگر برایش انتخابی جز تو نخواهد بود. او جز درباره تو صحبت نمیکند و تنها آرزویش وصالت با تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کس که از تو لذتی احساس کند یا حتی بویی از تو ببرد، دیگر نیازی به گل ندارد و از آن لذت نمیبرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که رویش به سمت تو باشد، نمیتواند به طرف دیگری نگاه کند. هرکس که به شادی دست یابد، چگونه میتواند غم بخورد یا از آن دور شود؟
هوش مصنوعی: هر که از یاد تو لذت میبرد، چگونه میتواند درباره چیز دیگری صحبت کند؟ وقتی شیرینی گفتار تو را میچشد، دیگر حرفی برای گفتن ندارد.
هوش مصنوعی: فایدهای که با تو دارد، به خاطر همان عشق و ارتباط عمیق است. این ارتباط او را مست کرده به طوری که جز داستان تو چیزی نمیگوید و جز راه تو نمیرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در مزاد رخت دلالان منادی میرنند
بشنوید ای تاجران صوف و دیبا بشنوید
پیشوازی نرمدست از بقچه غایب شده
تا نپوشانید این حق و بباطل مگروید
آسیتنی پهن و برهاتنک و دامانی فراخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.