از بهر من شراب بوامی که می خرد
مخموری از خمار بجامی که میخرد
گر زاهدی بدست من افتد فرو شمش
تا می بدست آرم خامی که میخرد
زین قوم عرض خود بسلامی توان خرید
زیشان و لیک جان بسلامی که میخرد
آن کیست عذرخواه شود رندی مرا
از زاهدان مرا بکلامی که میخرد
کو آنکه حرف خاص تواند بعام گفت
جز بار خاص بنده عامی که می خرد
جز یار سرو قد که دلم شد اسیر او
آزاده چو من بخرامی که میخرد
جز چشم مست او که رباید بغمزه هوش
عیش مدام من بمدامی که میخرد
آن کیست کو بدوست رساند سلام من
باری از و مرا بسلامی که میخرد
آن را که نامهٔ بمن آرد زیار من
سرمیدهم سری به پیامی که میخرد
آن کو زمن بجانب او نامهٔ برد
او را شوم غلام غلامی که میخرد
ناکامی فراق تو جانا زحد گذشت
از بهر من زوصل تو کامی که میخرد
آن کیست حال فیض بگوید بلطف او
از قهر او مرا بکلامی که میخرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اشتیاق و عشق شاعر به معشوق و شراب است. او بیان میکند که برای خودش شراب میخرد که به نشئگی و مستی منتهی میشود. شاعر به زاهدان و افرادی که به دنیا بیاعتنا هستند، انتقاد میکند و میگوید که اگر زاهدی به او نزدیک شود، او نیز با این شراب خامی را میخرد. او از این که بتواند دل افراد خاص را با گفتار خود به دست آورد، شادمان است و به یار خود که سبب اسارت دلش شده، اشاره میکند. همچنین، شاعر میگوید تنها چشم و نگاه معشوق او را به شدت تحت تاثیر قرار داده و از او خواسته که سلامش را به معشوق برساند. تمام این ابیات به احساسات عمیق و شراب نوشیدن به عنوان نمادی از عشق و آزادی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: برای من شرابی بیاور که مست کند، چرا که من از جامی که مینوشم، احساسی از خماری دارم.
هوش مصنوعی: اگر زاهدی به دست من بیفتد، شمشیر را برمیدارم تا شراب را به دست بیاورم و کسی را که خام است، به میخر میسپارم.
هوش مصنوعی: از این گروه میتوان با یک سلام احترام و مقام خود را به دست آورد، اما برای خریدن جان، فقط با یک سلام نمیتوان کاری کرد.
هوش مصنوعی: کیست آن شخص که به خاطر رندیام از من عذرخواهی میکند، در حالی که زاهدان از روی سخن و کلامی که میخرند، کممحل هستند؟
هوش مصنوعی: کسی را بیاورید که بتواند حرفهای خاص و عمیق را به آدمهای معمولی بگوید، جز آنکه فرد خاصی که درک و فهم بالایی دارد، تنها به خریدن بار و مطالب ساده و عادی بپردازد.
هوش مصنوعی: به جز معشوقی که باعث اسارت دل من شده است، هیچ کس دیگری نمیتواند به آزادی و زیبایی من بپردازد.
هوش مصنوعی: به جز چشم زیبای او که با ناز و عشوه مرا میفریبد، هیچ چیزی دیگر نمیتواند شادی و لذت دائمی من را در این لحظه به دست آورد.
هوش مصنوعی: کیست که سلام من را به او برساند، و او نیز به من سلامی هدیه کند که ارزشمند باشد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که پیامی برای من بیاورد، من با تمام وجود و با کمال میل آمادهام تا به او پاسخ دهم و پیامی را که میفرستد بپذیرم.
هوش مصنوعی: هر کسی که نامهای از من به سوی او بفرستد، من به او خواهم گفت که این شخص، بندهی کسی است که او را خریداری کرده است.
هوش مصنوعی: درد و رنج جدایی تو، محبوب، برای من بسیار زیاد شده است و به خاطر عشق تو، این همه سختی را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: این شخص کیست که حال و وضعیت فیض را بگوید؟ او با لطف خود، به من از خشم خود سخن میگوید و من با کلامی که او میفرستد، خریدار این حال هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مخموری از خمار بجامی که میخرد
تا کردمش اسیر غلامی که میخرد
از مستی الست خماریست در الست
سر را ازین خمار بجامی که می خرد
جان در تن آیدم چو پیامی رسد زدوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.