دلی که عشق ندارد وجود اوست عبث
چو پرتوی ندهد شمع دور اوست عبث
وجود خلق برای پرستش حقست
کسی که حق نپرستد وجود اوست عبث
کسی که سود و زیانش نه در ره عشق است
زیان اوست بسی سهل و سود اوست عبث
عبادتت نکند سود معرفت چون نیست
چو جامه را نبود تار و پود اوست عبث
گمان مبر زسراب جهان شوی سیراب
که هر چه بود ندارد نمود اوست عبث
بیا عبادت حق کن زباطلان بگریز
که مهر باطل باطل درود اوست عبث
اگرنه فیض برای خدا سخن گوید
سخن سرائی او چون وجود اوست عبث
خموش باش محیط جهان پر از سخن است
ببحر هر که گهر ریخت جود اوست عبث
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی بیارزشی وجود انسانهایی میپردازد که عشق و پرستش خداوند را در زندگی خود ندارند. شاعر میگوید که دلی که در آن عشق نیست، وجودش بیفایده است و عبادت بدون معرفت، مانند جامهای بدون تار و پود است. همچنین، تأکید میشود که انسان نمیتواند از دنیا سیراب شود اگر به باطل و سرابها دل ببندد. در نهایت، شاعر به اهمیت عبادت واقعی و دوری از باطل اشاره میکند و میگوید که سخن گفتن بدون فیض الهی نیز بیمعناست.
هوش مصنوعی: دلِ بیعشق مانند وجودی بیفایده است؛ همانطور که اگر شمعی نوری ندهد، وجودش بیمعناست و دور از تاثیر.
هوش مصنوعی: آفریدگان تنها برای عبادت و پرستش خداوند به وجود آمدهاند و کسی که خدا را نپرستد، وجودش بیهوده و بیفایده است.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق به دنبال سود و زیان نیست، ضررهایش بی اهمیت و سودهایش بیهوده هستند.
هوش مصنوعی: عبادت تو بیفایده است اگر معرفت و شناخت در آن نباشد، درست مانند این که اگر لباس تار و پود نداشته باشد، بیفایده و بیارزش خواهد بود.
هوش مصنوعی: فکر نکن که از روی ظواهر دنیا میتوانی سیراب و راضی شوی، زیرا آنچه وجود دارد، فقط بازتابی از واقعیتهای توخالی و بیفایده است.
هوش مصنوعی: بیایید به پرستش و عبادت خدا بپردازیم و از افرادی که به باطل میپردازند دوری کنیم، زیرا محبت به باطل در حقیقت بیفایده و نادرست است.
هوش مصنوعی: اگر فیض فقط برای خدا سخن بگوید، گفتارش بیفایده خواهد بود، زیرا وجود او نیز بیهوده است.
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا دنیای اطراف پر از حرف و سخن است. در این دریا، هر کس که گوهری بیفزاید، تنها از بخشندگی خودش این کار را انجام میدهد و بدون دلیل است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر آنچه بود ندارد وجود اوست عبث
چو جامه را نبود تار و پود اوست عبث
به بزم نغمه سرایان چو کاسهٔ طنبور
سری که عشق ندارد سرود اوست عبث
چو نیست روشنئی در دل آن گلست نه دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.