گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

بخش ۳

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود
 

همی بود شاپور با داد و رای

بلنداختر و تخت شاهی به جای

چو سی سال بگذشت بر سر دو ماه

پراگنده شد فر و اورنگ شاد

بفرمود تا رفت پیش اورمزد

بدو گفت کای چون گل اندر فرزد

تو بیدار باش و جهاندار باش

جهاندیدگان را خریدار باش

نگر تا به شاهی ندارد امید

بخوان روز و شب دفتر جمشید

بجز داد و خوبی مکن در جهان

پناه کهان باش و فر مهان

به دینار کم ناز و بخشنده باش

همان دادده باش و فرخنده باش

مزن بر کم‌آزار بانگ بلند

چو خواهی که بختت بود یارمند

همه پند من سربسر یادگیر

چنان هم که من دارم از اردشیر

بگفت این و رنگ رخش زرد گشت

دل مرد برنا پر از درد گشت

چه سازی همی زین سرای سپنج

چه نازی به نام و چه نازی به گنج

ترا تنگ تابوت بهرست و بس

خورد گنج تو ناسزاوار کس

نگیرد ز تو یاد فرزند تو

نه نزدیک خویشان و پیوند تو

ز میراث دشنام باشدت بهر

همه زهر شد پاسخ پای‌زهر

به یزدان گرای و سخن زو فزای

که اویست روزی ده و رهنمای

درود تو بر گور پیغمبرش

که صلوات تاجست بر منبرش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

خداداد نوشته:

حرف آخر بیت دوم (در این صفحه) باید ه باشد. یعنی «شاه» به جای «شاد». تشکر!

👆☹

شکرستان