بخش ۶ - شکست سوم دارا، زنهار سکندر در اصطخر و رای مهتران به نامه و مدارا
سکندر چو از کارش آگاه شد
که دارا به تخت افسر ماه شد
سپه برگرفت از عراق و براند
به رومی همی نام یزدان بخواند
سپه را میان و کرانه نبود
همان بخت دارا جوانه نبود
پذیره شدن را بیاراست شاه
بیاورد ز اصطخر چندان سپاه
که گفتی ستاره نتابد همی
فلک راه رفتن نیابد همی
سپاه دو کشور کشیدند صف
همه نیزه و گرز و خنجر به کف
برآمد چنان از دو لشکر خروش
که چرخ فلک را بدرید گوش
چو دریا شد از خون گردان زمین
تن بیسران بد همه دشت کین
پدر را نبد بر پسر جای مهر
بریشان نبخشید گردان سپهر
سیم ره به دارا درآمد شکست
سکندر میان تاختن را ببست
جهاندار لشکر به کرمان کشید
همی از بد دشمنان جان کشید
سکندر بیامد زی اصطخر پارس
که دیهیم شاهان بد و فخر پارس
خروشی بلند آمد از بارگاه
که ای مهتران نماینده راه
هرانکس که زنهار خواهد همی
ز کرده به یزدان پناهد همی
همه یکسره در پناه منید
بدانید اگر نیکخواه منید
همه خستگان را ببخشیم چیز
همان خون دشمن نریزیم نیز
ز چیز کسان دست کوته کنیم
خرد را سوی روشنی ره کنیم
که پیروزگر دادمان فرهی
بزرگی و دیهیم شاهنشهی
کسی کو ز فرمان ما بگذرد
همی گردن اژدها بشکرد
ز چیزی که دید اندران رزمگاه
ببخشید یکسر همه بر سپاه
چو دارا ز ایران به کرمان رسید
دو بهر از بزرگان لشکر ندید
خروشی بد اندر میان سپاه
یکی را ندیدند بر سر کلاه
بزرگان فرزانه را گرد کرد
کسی را که با او بد اندر نبرد
همه مهتران زار و گریان شدند
ز بخت بد خویش بریان شدند
چنین گفت دارا که هم بیگمان
ز ما بود بر ما بد آسمان
شکن زین نشان در جهان کس ندید
نه از کاردانان پیشین شنید
زن و کودک شهریاران اسیر
وگر کشته خسته به ژوپین و تیر
چه بینید و این را چه درمان کنید
که بدخواه را زین پشیمان کنید
نه کشور نه لشکر نه تخت و کلاه
نه شاهی نه فرزند و گنج و سپاه
ار ایدونک بخشایش کردگار
نباشد تبه شد به ما روزگار
کسی کز گرانمایگان زیستند
به پیش شهنشاه بگریستند
به آواز گفتند کای شهریار
همه خستهایم از بد روزگار
سپه را ز کوشش سخن درگذشت
ز تارک دم آب برتر گذشت
پدر بیپسر شد پسر بیپدر
چنین آمد از چرخ گردان به سر
کرا مادر و خواهر و دختر است
همه پاک بر دست اسکندر است
همان پاک پوشیدهرویان تو
که بودند لرزنده بر جان تو
چو گنج نیاکان برترمنش
که آمد به دست تو بیسرزنش
کنون مانده اندر کف رومیان
نژاد بزرگان و گنج کیان
ترا چاره با او مداراست بس
که تاج بزرگی نماند به کس
کسی گوید آتش زبانش نسوخت
به چاره بد از تن بباید سپوخت
تو او را به تن زیردستی نمای
یکی در سخن نیز چربی فزای
ببینیم فرجام تا چون بود
که گردش ز اندیشه بیرون بود
یکی نامه بنویس نزدیک او
پراندیشه کن جان تاریک او
هم این چرخ گردان برو بگذرد
چنین داند آنکس که دارد خرد
از ایشان چو بشنید فرمان گزید
چنان کز دل شهریاران سزید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
اسکندر دارا
هوش مصنوعی: سکندر پس از آگاهی از قدرت دارا، سپاهی بزرگ از عراق به همراه میآورد و در برابر دارا قرار میگیرد. نبردی شدید شکل میگیرد که در آن هر دو سپاه به شدت به جنگ میپردازند و سرانجام دارا شکست میخورد. پس از شکست، دارا به کرمان میرود و با نگرانیش از وضعیت سپاه و ویرانیهای جنگ، عملکرد تقدیر را مورد انتقاد قرار میدهد و از فقدان فرزندان و همراهانش غمگین است. در این میان، بزرگان سپاه از بد روزگار گلهمندند و دارا به فکر چارهای برای نجات شهریاران و قوم خویش میافتد. در نهایت، نگران گنج و قدرت خود، به تدبیر و نگارش نامهای به سکندر روی میآورد.
هوش مصنوعی: سکندر وقتی متوجه شد که دارا بر تخت نشسته و به مقام و بزرگی رسیده است، به فعالیتهای او پی برد.
هوش مصنوعی: سپه (نیروهای نظامی) از طرف عراق حرکت کرد و به سمت رومیها رفت و در این سفر، نام خدا را بر زبان میآورد.
هوش مصنوعی: سپاه در وسط و حاشیه (مرز) نبود، همانطور که بخت و مقدر دارا (داراب) جوان و سربلند نبود.
هوش مصنوعی: دارا، پادشاه، با آراستگی و شکل خاصی سپاه بزرگی را از اصطخر به میدان آورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که ستارهها نمیتابند، یعنی روزگار (فلک) هم نمیتواند پیش برود و به حرکت ادامه دهد. در واقع، این شعر به معنای وابستگی حرکت و تحرک دنیا به شرایط و رویدادهای آن است.
هوش مصنوعی: دو لشکر برای نبرد صفآرایی کردند، در حالی که همهی جنگافزارها مانند نیزه، گرز و خنجر در دست شان بود.
هوش مصنوعی: از هر دو سپاه صدای نعره و خروش بلند شد بهگونهای که انگار آسمان را به زودی پاره میکند.
هوش مصنوعی: زمین چنان از خون کشتهها پرشد که مانند دریا گشته است و در دشت، بدنهای بیسر پراکندهاند.
هوش مصنوعی: پدر، دیگر نمیتواند محبت و علاقهای به پسرش داشته باشد، زیرا آسمان (سرنوشت) بر آنها سخت و بیرحم شده است.
هوش مصنوعی: سیم (سه) راه به دارا رسید و سکندر در میانهٔ نبرد شکست خورد و حمله را متوقف کرد.
هوش مصنوعی: جهاندار (سکندر) لشکر خود را به سوی کرمان حرکت داد تا از دست دشمنان بد جان خود را نجات دهد.
هوش مصنوعی: سکندر از شهر اصطخر در پارس آمد که تاج و مقام پادشاهان و افتخار پارس بر دوش اوست.
هوش مصنوعی: از بارگاه صدایی بلند به گوش رسید که ای بزرگترها، وظیفه دارید راه را نشان دهید.
هوش مصنوعی: هر کسی که درخواست امنیت و پناه دارد، از کارهای ناپسند خود به خداوند پناه میبرد.
هوش مصنوعی: همه شما تحت حمایت و حفاظت من هستید. اگر به من نیکی و محبت دارید، این را بدانید.
هوش مصنوعی: ما به همه خستهدلان و کسانی که در رنج هستند، رحمت میکنیم و چیزی نخواهیم گرفت. تنها خواسته ما این است که خون دشمنان را نریزیم و به صلح احترام بگذاریم.
هوش مصنوعی: باید از کارهای ناپسند و زشت دیگران دوری کنیم و عقل و خرد خود را به سمت راه روشن و درستی هدایت کنیم.
هوش مصنوعی: پیروزگر، بزرگترین نمایندهٔ داد و انصاف، است که به خاطر علم و دیانت خود، شایستهٔ تاج و فرمانروایی است.
هوش مصنوعی: هرکس که از دستور ما سرپیچی کند، گردن اژدهایی را خواهد شکست، یعنی در برابر عواقب سخت و خطرناک قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: دارا در میدان جنگ، از آنچه که مشاهده کرده است، بهطور کامل از سپاه خود چشمپوشی کرد و اجازه داد تا همه بر سپاه بیفتند.
هوش مصنوعی: وقتی دارا از ایران به کرمان رسید، دو دسته از بزرگان لشکر را در آنجا مشاهده نکرد.
هوش مصنوعی: در وسط سپاه صدایی بلند شد، اما هیچکس را بر سر کلاه (سمت رهبری) ندیدند؛ یعنی هیچکس برای رهبری و سرکشی وجود نداشت.
هوش مصنوعی: بزرگان و افراد دانا را جمع کرد تا کسی را که در نبرد با او بد رفتار کرده به آنان معرفی کند.
هوش مصنوعی: همه بزرگان و سران به شدت ناراحت و گریهکنان شدند و از بدشانسی و بخت بد خود که از آن بینصیب شدند، بیحفاظ و بیپناه گشتند.
هوش مصنوعی: دارا میگوید که بهطور قطع بدبختی و حوادث ناگوار از جانب ماست و به دلیل وضعیت بد آسمان، بر ما نازل شده است.
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان، حتی از دانایان و کاردانان گذشته، چنین نشانهای را ندیده و نشنیده است.
هوش مصنوعی: زن و کودکان پادشاهان، به اسیری درآمدهاند و اگر کشته نشوند، با تیر و نیزه زخمی و خسته خواهند شد.
هوش مصنوعی: شما چه چیزی میبینید و چگونه میخواهید او را درمان کنید، که بتوانید بدخواه را از این کار پشیمان کنید؟
هوش مصنوعی: نه سرزمین و نه ارتش و نه تخت و کلاهی وجود ندارد، نه پادشاهی و نه فرزندی و نه ثروت و نه نیروی نظامی.
هوش مصنوعی: اگر بخشایش خداوند وجود نداشته باشد، روزگار ما تباه خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسانی که از بزرگان و شخصهای با ارزش و معتبر بودند، در حضور پادشاه به خاطر سختیها و مشکلات زندگی گریه کردند.
هوش مصنوعی: گفتند، ای پادشاه، همه ما از سختیهای زندگی و مشکلات زمانه خسته و دلخوریم.
هوش مصنوعی: سپاهیان به خاطر تلاش و کوشش خود از حرف و سخن فراتر رفته و از مرزها عبور کردند و به بالاتر از آب رسیدهاند.
هوش مصنوعی: پدر بدون فرزند شد و پسر بدون پدر، این چنین از سرنوشت گردان به این حال درآمدند.
هوش مصنوعی: مادر، خواهر و دختر هر کسی که در اینجا اشاره شده، همگی در اختیار اسکندر هستند و او بر آنها تسلط دارد.
هوش مصنوعی: این زنان با حیا و باوقار که باعث ترس و نگرانی تو بودند، اکنون در حالتی پنهانی و دور از چشم تو هستند.
هوش مصنوعی: گنجها و ثروتهای نیاکان (پدران) من از تو (دارا) با هیچ سرزنشی به دست آمده است و برتر از آنها نیست.
هوش مصنوعی: اکنون در دست رومیان فقط نژادهای بزرگ و گنجهای پادشاهان کیان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: چارهات با سکندر در میان است؛ زیرا تاج و قدرت بزرگ هیچگاه برای کسی باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: کسی میگوید که اگر زبان او نسبت به آتش بیسوز باشد، برای رفع مشکل، باید از بدن خود کمک بگیرد و آن را نجات دهد.
هوش مصنوعی: تو باید او را به عنوان کسی که در مقام پایینتری از تو قرار دارد، به نمایش بگذاری و همچنین در کلمات خود تبحر و فصاحت بیشتری نشان دهی.
هوش مصنوعی: بیایید ببینیم که چه سرنوشتی در انتظار ماست، چون تفکر و تدبیر نمیتواند به ما کمک کند و از آن خارج شدهایم.
هوش مصنوعی: نامهای به سکندر بنویس و با دقت و تفکر دربارهی او، روح تاریکش را روشن کن.
هوش مصنوعی: این جهان همواره در حال تغییر و چرخش است و تنها کسی که خردمند و خردورز باشد، به این حقیقت پی خواهد برد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه آنها فرمان را شنیدند، تصمیم گرفتند به گونهای عمل کنند که به دل شهریاران خوش بیاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.