گنجور

 
ابوالقاسم فردوسی
 

بیامد ز میدان چو تیر از کمان

بر دختر خویش رفت آن زمان

قلم خواست از ترک و قرطاس خواست

ز مشک سیه سوده انقاس خواست

سر عهد کرد آفرین از نخست

بران کو جهان از نژندی بشست

بگسترد هم پاکی و راستی

سوی دیو شد کژی و کاستی

سپینود را جفت بهرامشاه

سپردم بدین نامور پیشگاه

شهنشاه تا جاودان زنده باد

بزرگان همه پیش او بنده باد

چو من بگذرم زین سپنجی سرای

به قنوج بهرامشاهست رای

ز فرمان این تاجور مگذرید

تن مرده را سوی آتش برید

سپارید گنجم به بهرامشاه

همان کشور و تاج و گاه و سپاه

سپینود را داد منشور هند

نوشته خطی هندوی بر پرند

به ایران همی بود شنگل دو ماه

فرستاد پس مهتری نزد شاه

به دستوری بازگشتن به جای

خود و نامداران فرخنده‌رای

بدان شد شهنشاه همداستان

که او بازگردد به هندوستان

ز چیزی که باشد به ایران زمین

بفرمود تا کرد موبد گزین

ز دینار و ز گوهر شاهوار

ز تیغ و ز خود و کمر بی‌شمار

ز دیبا و از جامهٔ نابسود

که آن را شمار و کرانه نبود

به اندازه یارانش را هم چنین

بیاراست اسپان به دیبای چین

گسی کردشان شاد و خشنود شاه

سه منزل همی راند با او به راه

نبد هم بدین هدیه همداستان

علف داد تا مرز هندوستان

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

شاهنامهٔ فردوسی - چاپ مسکو » تصویر 2534

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.